X
تبلیغات
پیامک



                     سفر تصویری به ترکیه  ( با توضیح کامل )



                                  


سفر به استانبول از زبان تصویر

 

ساعت ۲ ترمینال غرب تهران



اتوبوس اسکانیای نارنجی رنگ موسسه مسافربری آذر تور


 حرکت به سمت مرز بازرگان

ساعت ۹ شب -خروجی تبریز توقف  برای شام

حرکت به سمت مرز ساعت ۹:۴۵

مرکز بازرگان ساعت ۲ بامداد روز ۲۹/۱۲/۸۷

ترافیک شدید اتوبوس شاید ۵۰۰ اتوبوس در انتظار انجام تشریفات خروج بودند .

شهر در اشغال اتوبوس های مسافر بری

ساعت۶ صبح - صبحانه بر تخته سنگی در کنار جاده



شهر مرزی بازرگان ایران و نمایی از کوه آرارات ترکیه



ساعت ۸ صبح - ورود به محوطه نقطه خروج از کشور



                    مرز ایران و ترکیه از سمت ترکیه



ساعت ۹صبح - عبور از مرز  :


نقطه صفر مرزی ( حد فاصل بین دو کشور)



 اینور ایران - اونور ترکیه


         به ترکیه خوش آمدید   welcome to turkiye                          

ورود به ترکیه ( مجسمه آتاتورک ) welcome to turkiye

 


             آزادراه ایران - ترکیه ( بطرف استانبول )



قدم در خاکی نهادیم که سرد و غریب بود . به پشت سرت


که بنگری خانه ات را میبینی که از آن دور میشوی


شهرهایی که از آن خواهیم گذشت :


دوغوبایزید -   ارزروم - ارسینجان - سیواس 


 چوروم - کریک کاله - (سه راهی آنکارا) - بولو - آداپازاری 


 ایزمیت - و نهایتا استانبول 


اولین شهری که در خاک ترکیه به آن میرسیم شهر


دوغوبایزید است.


ساعت ۹:۴۰ دقیقه صبح روز ۲۹ اسفند90 دوغوبایزید :

 


دوغوبایزید ترکیه

 

                                                     ارزورم ترکیه 


         

ارزینجان ترکیه



سیواس ترکیه


 Kırıkkale(کریک کاله) ترکیه

 

Kırklareli Merkez Resimleri


اتوبان آنکارا - استانبول (در آنکارا )


                  آنکارا  ( پایتخت)


bolu

Adapazari(آداپازاری) ترکیه


Izmit ایزمیت ترکیه



و


نهایتا استانبول ...           




 

استانبول ترکیه



Istanbul


و نهایتا استانبول


ساعت ۲بعداز ظهر روز اول فروردین 1391به مقصد رسیدیم دقایقی پس از تحویل سال تحویل سال

پس از تخلیه مسافران در منطقه Aksaray که منطقه ایست که محل تردد ایرانیان بوده و اکثر دفاتر تجاری ایرانیان در آن نقطه قرارداد.به خیایان Gencturk رفتیم و در هتل Hamid در طبقه سوم اقامت کردیم پس از قدری استراحت و عوض کردن لباس اولین بازدید ار شهر در همان ساعات اولیه آغاز شد .

خواننده محترم از این پس مسائل مربوط به این شهر و کشور به صورت جداگانه در لینکهای زیر توضیح داده میشود.


              

تور استانبول قیمت بلیط ۲۵/۱۰/۲۰۱۲
 

جهت رفتن به استانبول ترکیه از طرق مختلف می توانید


استفاده کنید.که در این بخش مشکل ترین ولی متفاوت


ترین راه را برای تان توضیح می دهیم ولی به دنبال ان راه


های دیگر نیز به ترتیب توضیح خواهیم داد.


مشکل ترین راه گرفتن بلیط شهر ماکو و پس ار رسیدن به


ماکو به بازرگان که حدود ۲۵ کیلو متر است و از مرز بازرگان


که عبور کردید سوار دولموش های


دوقوبایزید Doğubeyazıt می شوید تا دوقوبایزید Doğubeyazıt 30-35


کیلومتر است و قیمت بلیط ۵ لیر است.از اینجا می توانید


مستقیما بلیط استانبول را که قیمت ان ۸۰ لیر است به گیرید .

یعنی قیمت بلیط استانبول در داخل ترکیه از مرز تا


استانبول ۸۵ لیر است به تاریخ امروز.چنانچه به خواهید در


طول راه شهرهای بیشتری را به بینید از دوقوبایزید بلیط


ارزروم Erzrum و از ارزروم بلیط استانبول به گیرید که


قیمت بلیط استانبول حدود ۱۰ لیر گران خواهد بود.و یا از


ارزروم Erzrum می توانید با هواپیما تا استانبول را به روید


که در این صورت نیز قیمت بلیط استانبول فرق خواهد کرد .


قیمت بلیط استانبول با هواپیما از ارزروم از ۱۰۰ تا ۲۵۰ لیر


بستگی به تاریخ و ساعت پرواز ان دارد. 


نکته مهم :


البته دوستان شما چون آشنایی ندارید به ترکیه بهتر است


با یک تور مسافرتی ثبت نام کنید تا هیچ مشکلی برایتان


پیش نیاید ... آژانسهای مسافرتی زیادی وجود دارند



مثل :http://www.dortina.com




توجه :


دوستان بی خیال تور ...!!! فعلا بقیه مطلب در زیر ...


در مورد استانبول بیشتر


بدانید :


- چرا آکسارای ؟

- درباره عثمان

بی ؟

- در تکسیم به

کجا برویم ؟

- مرتر کجاست ؟

- مناطق دیدنی

 استانبول

- تفریحات شبانه

 در استانبول

- نکات ایمنی در

استانبول !

این شهر بقدر بزرگ که تا بحال کسی پیدا نشده که بگه

تمام این شهر زیر پا گذاشتم و یا بلدم، حتی خود مردم

استانبول هم بخوبی تمام مناطق شهر بلد نیستن.

اگه قصد سفر به استانبول داری اولین چیزی که مهم ،

دلیل سفر هست و چقدر میخوای هزینه برای بپردازی.

 اگر قصد تجارت و خرید را داری ، من به شما محله

 آکسارای را توصیه میکنم.




چرا آکسارای?

زیرا این منطقه مرکز فروش عمده پوشاک ، کیف ،

 کفش و پارچه هست، و در این منطقه شما به

راحتی میتونید بهترین پوشاک رو بصورت عمده خریداری

کنید . در ثانی این محل نزدیک مراکز تاریخی استانبول

 هم هست (میدان سلطان احمد ، ایا صوفیه ، مسجد

سلطان احمد و کاخ ) البته باید بگم تمام کسان دیگری

هم برای گردش میان استانبول از اینجا خرید میکنند.




حالا از کجای آکسارای خرید بکنیم؟

خیابان آکسارای یا محله آکسارای به چندین محله تقسیم

 میشه ، برای خرید پوشاک ، شما متونید در خود خیابان

 اصلی و یا به خیابان فرعی که به اون لاللی میگن برین ،

 اما پارچه فروشها در محله شاهزاده باشی (شهزاده باشی)

 قرار دارند. برای خرید کیف ، کفش نرسیده به میدان

سلطان احمد بهترین جای ممکن هست. البته باید متذکر

 بشم که تو این خیابان بازار قدیمی استانبول هم وجود

 داره بنام گرند بازار معمولا توریستها میرن اونجا مرکز طلا

 و صنایع دستی هست ، حتما به اونجا سری بزنید.

شما از آکسارای میتونید به وسیله مترو به سایر مناطق

 استانبول برید ، راستی قیمت بلیط مترو 1.5 لیر بیشتر

 نیست ، راستی از فرودگاه آتاتورک تا خود آکسارای با

مترو امکان پذیره.


شما در منطقه آکسارای هتلهای خوبی میتونید استفاده

بکنید

 از نظر امکانات و هزینه بسیار مناسب هستند ، این هتلها

 از 3ستاره تا 5 ستاره آماده پذیرایی از شما هستن.




عثمان بی چی هست؟

این عثمان بی چیز خاصی نیست بلکه نام یک

منطقه نزدیک آکسارای ، که مرکز پوشاک زنانه در استانبول

 ، برای تمام خانمها یک بهشت واقعی محسوب میشه.

اونجا شما هر جور پوشاک زنانه ای رو که فکر کنید میتونید

 پیدا کنید.

منطقه سلطان احمد : این منطقه درست بعد از آکسارای

 شروع میشه از میدان سلطان احمد و پشت اون را بهش

 میگن سلطان احمد، شما تو این منطقه بیشتر توریست

 خارجی میبینید و بس، در این منطقه بیشتر مغازه

 جهت فروش صنایع دستی هست و هتلهای بسیار

 خوبی رو میتونید اونجا با قیمت بسیار مناسب پیدا کنید.

و اما تکسیم(تقسیم ) : فاصله بین آکسارای و تکسیم

بوسیله یک پل روی دریای مرمره قرار داره، منطقه تکسیم

از نظر موقعیت اجتماع مرکز دفاتر وکلا و پزشکان و مغازهای

 است که معمولا اجناس (پوشاک) بصورت اورجنال پیدا میشه.




حالا باید کجای تکسیم بریم؟

برای خرید بهترین جای که میتونید برید خیابان استقلال هست،

 توی این خیابان شما میتونید بهترین پوشاک اورجینال ترک

پیدا کنید، اگثر مارکهای معروف اونجا نمایندگی دارند. این

 خیابان روز شب شلوغ اکثر مغازها تا ساعت 12 شب باز

 هستن.


در منطقه تکسیم شما میتونید هتلهای 4 و 5 ستاره

بسیار لوکسی را پیداکنید ، که دارای امکانات بسیار خوبی

 هستن و نزدیک مراکز خرید هم میباشند ، شما احتیاج

به پرداخت هزینه ایاب ذهاب نیستین .
 

و اما دور میدان تکسیم ، پر از رستورانهای از شما با

دونر کباب ، مک دونالد ، پیتزا ، پیده و ینگن پذیرایی مکنند.

شاید برای شما سئوال باشه هزینه یک وعده غذا در

 استانبول چقدر میشه؟

این بستگی به این داره که شما بخواید چی بخورید ؟

 راستی شاید بخواهید از بپرسید تو استانبول غذای

 ایرونی پیدا میشه (منظور چلوکبابه!)

توی استانبول یک کباب ترکی بستگی به وزنش

 داره از 1.5 لیر شروع میشه تا 5 لیر غذای کامل. من به شما

 توصیه میکنم که حتما اونجا از غذاهای ترکی بخورید

مخصوصا لاه معجنون ، پیده، کباب ترکی و......... به شما

 قول میدم که ضرر نمی کنید.

و اما رستوران ایرانی چند تایی تو استانبول تو منطقه

 آکسارای هست ، اما به نظر من برای چند روز

 نمی صرفه آدم غذای ایرانی بخوره.




مرتر کجاست؟

مرتر مرکز فروش البسه زنانه بصورت عمده است اما ، در زمان

حراج شما میتونید بهترین بهترین لباس ، دامن و تاپ را

از اونجا بخرید ، یک وقت هزینه زیاد نکنید، از آکسارای میتونید

 با مترو برید و برگردید ، راستی یک king burger عالی هم

 داره.
این از مراکز خرید استانبول جایی که میتونید بهترین خرید

 انجام بدین.




حالا چطوری بریم استانبول ، راستی تو چه هتلی اقامت بکنیم؟

برای رفتن به استانبول راهی مختلفی هست ، هواپیما

 ، قطار، اتوبوس که بستگی به بوجه شما رو داره،

انتخاب هتل هم بستگی به پول توی جیب داره، هتلهای 3

 ستاره در استانبول بیشتر در منطقه آکسارای قرار داره ،

هتلهای بدی هم نیستن اما اگر میخواهید با هتلهای دبی

مقایسه بکنید، یک اشتباه بزرگ کردید.
این هتلها برای کسانی که فقط میخوان شب در هتل اقامت

 بکنند بسیار مناسب هست ، سرویس در تمام هتلهای

 استانبول بصورت اقامت و صبحانه میباشد. و به شما سرویس

ناهار و شام نمی دهند.

اما هتلهای 4 ستاره و 5 ستاره در استانبول مناسب برای

خانوادها و کسانی هست که دوست دارند از سرویس

 بیشتر استفاده بکنند ، من هم هتلهای در تکسیم ، شیشلی،

 گالاتا هستن به شما پیشنهاد میکنم.

راستی استانبول جای برای دیدن هم داره؟


استانبول در کل مثل یک موزه شهری هست ، پر از

مساجد قدیمی ، موزه ، ساختمانهای قرون گذشته.

حالا باید کجا بریم؟

برای دیدن همه دیدنیهای شهر استانبول باید 15 الی

 20 روز وقت بزارید تا با دل سیر همه رو ببینید.اما

 این مدت زیاد هست.
برای دیدن استانبول ابتدا از میدان سلطان احمد شروع

کنید. میدان هیپاتروم (سلطان احمد) بعد از او مسجد

 بسیار زیبای سلطان احمد را ببنید، سری به مسجد ایا صوفیا

 بزنید بسیار زیبا است تلفیقی از معماری بیزانس و عثمانی.

تا منطقه سلطان احمد هستید حتما به کاخ توپکاپی هم

 برید چون اگه اونجا رو نبنید اصلا چیزی ندید.

روز بعد حتما به منطقه گالاتسرای برید و کاخ دولما باغچه

 رو ببینید فوق العاده زیباست ، در کنار دریای مرمره قرار گرفته

 است ودو سرباز بسیار شق رق دم او ایستاده ، این کاخ

 مربوط به دوره عثمانی است و آتا تورک روزهای آخر عمرش

 در اونجا زندگی کرده است.

حتما یکروز وقت بزارید برید برای دیدن جزایر دریای

مرمره(بیوک آدا)، میشه با یک مبلغ بسیار کم با کشتی

 میشه از بندر سیرکه چی بری به بیوک آدا تو جزیره رستوران

 زیاده ، بهترین غذای اونجا ماهی ، راستی کالسه سواری

 یادتون نره،با این وسیله که ترکها بهش میگن فایتون یک

دور کامل میتونید بزنید تو جزیره ، اگه اهل ورزش هستید

، میتونید دوچرخه اجاره کنید ، خالی از تفریح نیست.

و اما تفریحات شبانه!

زندگی شبانه در استانبول از ساعت 10 شب شروع میشه

و تا ساعت 4 صبح ادامه دارد. حالاباید کجا بریم؟

برای رفتن به دیسکو بار ،من به شما توصیه میکنم

 عجله نکنید، چرا؟

1-چون هر دیسکو و باری امن نیست ، میرید داخل و وقت

پرداخت حساب رقمی رو مبینید که هوش از سرتون میپره،

مجبور به پرداخت اون هستید!

2-امکان داره وسایل شما از جمله دوربین و غیره از شما

 بدوزدند

3-امکان داره تور بار یا دیسکو دعوا بشود اون موقع

 مفت کتک میخورید...!!! بعدشم جهنم در انتظار زنا کاران است ...


دوستان گول دنیا را نخورید ... یه مشت ایدزی جمع شدن تو این

 خراب شده ها هم تو ترکیه هم تو تایلند و مالزی ...


خدا آخر عاقبتمان را ختم به خیر کند انشالله ...


دل مهدی فاطمه خون است از دست ما مسلمانان ...


باید بیدار شویم ...!!!

زنان ترکیه !!!


 قونیه

در نوشته پیشین مختصری پیرامون

طبیعت، آب، کشاورزی، تغذیه  خواندید.

اینک نکاتی در باره زنان ترک و نقش اجتماعی شان خواهید

خواند و در نوشته آتی شما را به خواندن مطالبی پیرامون

جایگاه توریسم، دین، آتاتورک و پرچم در ترکیه و همچنین

پدیده احمدی نژاد دوستی در این کشور دعوت می کنم.

 

زنان ترکیه

 کاخ توپ کاپی، ‌استانبول

تقریباً 39 میلیون نفر از جمعیت هفتاد و چهار میلیون و هشتصد

هزار نفری ترکیه در سال 2010 میلادی، جماعت نسوان هستند.

با یک جمع و تفریق ساده معلوم می شود، این کشور حدود سه

و نیم میلیون نفر زن زیادی دارد! چرایش را درست نمی دانم

ولی گمان می کنم به علت مهاجرت مردان ترک به اروپا و

آمریکا باشد. بگذریم.

 

زنان ترکیه

 قونیه، نزدیک مزار مولانا

حضور زن ترک در فعالیت های اجتماعی و اقتصادی

ترکیه، خیلی پر رنگ است. علاوه بر مراکز آموزشی

، درمانی و دانشگاه ها، در بخش خصوصی نیز نقش

قدرتمند زنان را می توان دید. فروشندگان زن در برخی

نقاط چنان زیادند که آدم تصور می کند در شهر زنان

قدم می زند. تقریباً در همه رستوران ها و مراکز مرتبط

با مهمانداری، جلوه ای از نقش آفرینی زنان ترک را

می توان دید. در رستوران ها، خیلی کمتر به عنوان

گارسون دیده می شوند و عموماً یا در حال پختن

خوراک و یا شستن ظروف اند. بیشتر شیرینی

پزی ها و شیرینی فروشی ها، توسط زنان اداره می شوند.

بازارهای هفتگی نیز عموماً در اختیار زن هاست.

به ویژه آن که بیشتر محصولات شان به کار همجنسان

خودشان می آید.

 

زنان ترکیه

بندر مرسین

تنها جایی که زن حضور ندارد، پشت فرمان خودروهای

عمومی و خدماتی است. من حتی یک مورد ندیدم.

ولی خودروی شخصی با راننده زن کم نیست. در

مقایسه با کشورمان می توان گفت زنان ترک نقش

پر رنگ تری به لحاظ حضور در اجتماعات گوناگون دارند.

در بخش هایی همانند انتظامات، بلیت فروشی،

ایستگاه های پلیس، موزه ها و باجه های راهنمای

جهانگردان، باز هم خانم های یونیفورم پوش به دیده می آیند.

 

ایستگاه راه آهن ینی جه، شهری کوچک در میان آدانا و مرسین

 


استانبول

در نخستین نگاه به زنان ترکیه، یک ویژگی بسیار

بارز ایشان بی آلایشی و بی آرایشی است. گر

چه بخشی از آن ها با پوشش اسلامی، بخشی

با پوشش نیمه اسلامی و بخش دیگر بدون پوشش

اسلامی هستند ولی همگی در این مورد یکسان به

نظر می آیند. در واقع آن چه از شبکه های ماهواره ای

و کلیپ های گوناگون به دید مردم ایران می آید، خلاف

واقعیت موجود است. ظاهراً زنان ترک، آرایش آن چنانی

را صرفاً در مکان هایی همچون مهمانی و عروسی به

کار می برند. چون خیابان های ترکیه، غیر از آن است

که شبکه های تلویزیون نشان می دهند. زنان و دختران

ترک چه با حجاب باشند و چه بی حجاب، با صورت هایی

تقریباً دست نخورده و به اصطلاح Flat  بیرون می آیند. از

این نظر آن ها خیلی شبیه به زنان جهانگرد اروپایی هستند.

البته در همه جوامع استثنا هست و گاه می توان مواردی

خلاف این هم مشاهده کرد. در خصوص چند و چون این

ماجرا، ترک ها بر این باورند که آرایش غلیظ ویژه زنان بدکاره

است. بدیهی است با این طرز تفکر هیچ زن و دختر با اصل

و نصب ترک، حاضر نیست با مشتی رنگ و لعاب و عموماً


گران خود را در زمره خبیثین جا بزند.

 


آنکارا

 


 

زنان ترکیه

 آنکارا

همگان نیک می دانند جمهوری ترکیه بر اساس قانون

اساسی اش، کشوری غیر دینی است و اموراتش با اما

و اگرهای دین پیش نمی رود. اما این غیر دینی بودن به

معنی بی دینی مردمانش نیست. بلکه قانون اجازه نمی دهد

، امر دین در امور کشورداری دخالت کند. در نتیجه، خارج

از گردونه حکومت، دین و دینداری همچنان پابرجاست. از

جمله می توان به رعایت حجاب اسلامی توسط بانوان مقی

د به دین اسلام اشاره کرد. در این خصوص حکومت هیچ

اجباری برای شهروندان قائل نیست. هر کس می تواند در

خانه و خیابان، هر نوع پوششی را داشته باشد. فقط یک

امای ظالمانه وجود دارد و آن این که زنان با حجاب حق

استخدام در دستگاه های دولتی را ندارند. دانشگاه دولتی

هم نمی توانند بروند، همین!!! به همین سادگی حق انسان ها

تنها به خاطر یک عقیده شخصی پایمال می شود. وقتی این

نکته را متوجه شدم، تازه فهمیدم چرا تعداد زنان با حجاب

در فروشگاه ها، خیلی زیاد است. چون بهترین جایی که

ایشان می توانند کار کنند، شرکت های خصوصی و مغازه ها هستند.

 


بندر ازمیر

 

زنان ترکیه

قونیه

 

نکته دیگر این که حجاب و بی حجابی در ترکیه،‌موضوعی

کاملاً حل شده است و همانند ایران، خود مردم درگیری

ذهنی با آن ندارند. هیچ محجبه ای،‌ بی حجابان را تکفیر

و متقابلاً هیچ بی حجابی، محجبه ها را تحقیر نمی کند.

در نتیجه زنان و دختران زیادی را می بینیم که یک با حجاب

کامل و دیگری بدون حجاب اسلامی در حال حرکت اند.

این ها یا با هم نسبت فامیلی دارند و یا دوستانی گرم

و صمیمی اند که ظاهر پوشاک شان، مانع از همجوشی

ایشان نشده است. یعنی فضا به گونه ای نیست که

باحجابان و بی حجابان، دو جامعه جدا از هم باشند.

کاملاً در هم تنیده اند و تنها ظاهرشان با هم تفاوت

دارد که البته برای ما این تفاوت حس می شود وگرنه

خودشان به این چیزها فکر نمی کنند.

 



 بندر ازمیر

ترکیه به علت واقع شدن در میان دو تمدن شرق

و غرب، در برخی حوزه ها، خواه و ناخواه به جلوه هایی

از تلفیق فرهنگی رسیده است. برای مثال می توان به

مواردی اشاره کرد که نه صددرصد اروپایی اند و نه صددرصد

اسلامی و یا شرقی. این نکته را هم در ظاهر شهر و

مردمانش می توان دید و هم در هنرشان قابل ردیابی است.

 



 بندر ازمیر

موضوع بی توجهی زنان ترک به آرایش های آنچنانی

، به گمان من برگرفته از فرهنگ زنان اروپاست که

خیلی زیاد در این کشور،‌آمد و شد دارند. به همین

دلیل تصور می کنم، مصرف زیاد دخانیات توسط

بانوان ترک،‌ نیز محصول همین تأثیر باشد. ما در کشور

خودمان هم گاه زن و دختری جوان و گاه پیرزنی را

می بینیم که سیگار به دست دارد ولی آن قدر کم

است که شاید هفته ای یکی دو بار در پارک یا خیابان

ببینیم. اما در مکان های عمومی ترکیه، با جمعیت

زیادی از مادینگان روبرو می شوی که سیگار نوش

جان می کنند. خیلی خیلی بیشتر از کشور ما و از

این جهت من به بانوان هم وطن تبریک می گویم که

هنوز آلوده چنین فرهنگی نشده اند.

 

جامع تری پیش روی تان بود.

 


 

ترکیه

 

ترکیه و طبیعت

اگر قرار باشد جغرافیای ترکیه را در سه کلمه خلاصه کنیم

، بهترین گزینه این است که بنویسیم سرزمینی بدون

کویر، زیرا از هر گوشه این کشور وارد و یا خارج شوید،

فقط آب می بینید و سبزی و سرسبزی. در ترکیه چیزی

به نام جلگه نیست. کشوری کوهستانی که زمین های

قابل سکونت و زراعتش عموماً میان رشته کوه ها

گرفتارند یا به قول آخوندها سرزمین بین الجبلینی است.

در نتیجه مانند خوزستان خودمان تا چشم کار می کند،

زمین صاف نمی ببینی و در عوض هر جا که باشی، رشته

کوه هایی در نزدیک یا دوردست خواهی دید.

 

ترکیه

 کاکتوس های زیبا در راه کوهستانی آدانا به قونیه

پوشش گیاهی این کشور عموماً شامل درخت ها و

درختچه های جنگلی است. هر جا درخت نباشد،

بی گمان سبزه زار و بوته راز می بینید. شاید متفاوت

ترین جغرافیای طبیعی ترکیه، دشت منتهی به قونیه

باشد که از نوع استپی و خیلی شبیه به دشت نیشابور

است. هنرمند گرامی آرین رحمانیان که خود زاده خراسان

است، می گوید احتمالاً شباهت جغرافیای قونیه به خراسان

بزرگ، در تصمیم مولانا برای اقامت در این شهر موثر افتاده باشد.

هوای عمومی این کشور در بهار و تابستان خنک، در پاییز

کمی سرد و در زمستان بسی ناجوانمردانه سرد است.

عموم ایرانیانی که زمستان ها از مسیر ترکیه به سوریه

رفته اند، دادشان درآمده است. با این وجود نمی توان

برای کشور پهناوری که حدود 1600 کیلومتر طول و 800

کیلومتر عرض دارد،‌ نسخه واحدی پیچید. سواحل غربی

شامل استانبول، باندیرما، بورسا و ازمیر آب و هوای

مدیترانه ای دارند. سواحل جنوبی شامل آنتالیا، ب

ندر مرسین و آدانا به اصطلاح منطقه گرمسیری ترکیه

محسوب می شوند ولی هیچ گاه گرمایشان به آتشباری

بندرعباس نمی رسد. شاید بتوان با بندرانزلی مقایسه کرد.

مناطق مرکزی و شرقی، سردترین نقاط اند و سواحل شمال

هم که قسمت نشد سری بزنم. احتمالاً به سبب همجواری


با دریای سیاه، کمی معتدل باشند. خلاصه کلام این که

بازار کولر همانند اهواز و آبادان و خرمشهر خیلی داغ نیست.

بخاری گازی نیز همین طور، زیرا گاز گران است. در عوض

طراحی منازل به گونه ای است تا جبران مافات شود.

 

ترکیه و آب

ترکیه

 دریاچه سد کبان،‌ استان آلازیق

سه روز اقامت در استانبول، سه روز باران و هر بار نیم

ساعت شُرشُر، چنان که هر جنبنده ای در خیابان خیس

خیس شد. این حکایت سرزمینی است که از شرق تا

غرب و از شمال تا جنوب،‌ همواره مورد رحمت خداست.

ابرهای همیشه پیدا در آسمان ترکیه، وظیفه دارند مردمان

بی نفت و گاز این سرزمین باستانی را امید بدهند. به آن

ها بگویند، گور پدر نفت، بیایید کار کنید. همه چیز هست،

چوب، درخت، گیلاس،‌ انگور، شراب، گندم، جو،‌ آبجو، انجیر،

باقلاما، سرنا ، ایاصوفیا، مولانا و رقص. می گوید اگر به پ

ارسیان زیرزمین هایی پر از طلای زرد و سیاه دادم،‌ در عوض،

پشتکار دوبرابری نصیب شماست. پس بشتابید که به قول

وزیر خارجه تان احمد داوود اغلو

 از مقام شانزدهمی اقتصاد جهان به رتبه دهم پرش خواهید کرد

و این گنده گوزی نیست اگر همت کنید که می کنید.

 

ترکیه

 

حکایت رودخانه در ترکیه به یک طرف و حکایت شعور

هم به طرف دیگر. اگر مسافر زمینی یا هوایی باشید

، به روشنی می بینید رودهای خروشان چگونه در

دام سدهای سنگی گرفتار آمده و بادشان را خالی کرده اند.

 

ترکیه

  دریاچه سد کبان،‌ استان آلازیق

نمونه اش، دریاچه سد کبان Keban سر چشمه

رود فرات واقع در نیمه شرقی ترکیه است. همان

فراتی که شیعیان سالی یک بار بر سر و سینه

می زنند که چرا از بچه های امام حسین (ع) دریغ

شده است. رود دجله نیز کمی پایین تر از دریاچه سد

کبان سرچشمه گرفته و مستقیماً به شمال عراق وارد

می شود اما فرات ابتدا به سوریه می رود و سپس راهش

را به سمت عراق کج می کند. ترک ها در سال های اخیر،

با کم کردن سهم آب دجله و فرات، سوری ها و عراقی ها

را تحت فشار گذاشته اند. دست شان درد نکند،‌ آبی که

به روی امام ببندند،‌ عاقبتش همین است!

 

ترکیه و کشاورزی

باغداری، چشم گیرترین جلوه کشاورزی ترک هاست.

تولید میوه در این کشور آنقدر بالاست که ترکیه هم

اکنون بزرگ ترین تولیدکننده فندق، انجیر، زردآلو، گیلاس،

به و انار جهان است. در ترکیه بر خلاف کشور ما، خبری

از سیب های فرانسوی و پرتقال های اسرائیلی نیست

. در واقع پول نفتی هم نیست که بتوان این ها را وارد کرد

. فراوانی محصولات باغی، به طور طبیعی سفره خوراک

شان را متفاوت از همسایگان کرده است. میوه هایی

مانند انار و زیتون علاوه بر مصرف معمولی شان، در

قالب های مختلفی همچون رب و شیره و ترشی و

غیره بر سفره ترک ها دیده می شوند. بیشتر خوراک

پزی ها و رستوران ها به جای سس مایونز و چندین

کوفت و زهرمار صنعتی دیگر، مایع خوشرنگ و ترش

مزه ای روی میز نهاده اند تا خوراک تان را زینت دهید

. این عصاره همان میوه بهشتی است که اهالی

ساوه خیلی به آن می نازند.

 

ترکیه

تاکستان های چشم گیر در استان ازمیر

ترک ها در خصوص باغداری، کاملاً حرفه ای و

بسیار کلان وارد شده اند. برای مثال باغ های

زردآلو در استان مالاتیا و یا باغات زیتون در استان

ازمیر، طولی در حدود پنجاه کیلومتر دارند. تصور

نمی کنم در ایران باغ یکدستی به این حجم داشته

باشیم. تاکستان های بزرگ با سیم کشی های

ویژه، انگورهایی به مراتب بهتر از باغ های مشابه

سرزمین ما تولید می کنند. زیرا همه خوشه های

انگور به جای خوابیدن بر خاک مرطوب، در برابر نور

خورشید به زنگ طلایی می گرایند.

 

ترکیه

 باغ های گسترده زیتون در استان ازمیر

ارزانی، ویژگی دیگر میوه های ترک است که

بی گمان ریشه آن را می بایست در تولید بالا

جست و جو کرد. گیلاس که در سرزمین ما،

میوه ای شاهانه محسوب می شود، در ساعات

نخستین بامداد بندر ازمیر کیلویی یک و نیم دلار و

دم دمای غروب همان گیلاس مرغوب کمتر از یک

دلار فروخته می شود. مقایسه کنید با قیمت میوه

فروشی ها در تهران و مشهد و اصفهان و شیراز و

تبریز. من یک کیلو گلاس قرمز به 68 سنت یا 680

تومان خودمان خریدم و تلافی بی گیلاسی وطنم را یک روزه درآوردم.

 

ترکیه

گله های گاو،‌ استان آلازیق

دامداری چشم گیر ترک ها، نیازی به توضیح ندارد.

گر چه می دانیم به استرالیا نمی رسد ولی طبیعت

منحصر به فرد این کشور، ترکیه را از هر گونه گوشت

وارداتی بی نیاز کرده است. در این سرزمین سراغ

گوشت منجمد برزیلی را نگیرید که بد می بییند!

 

ترکیه

 گله های بز و گوسفند،‌ استان آلازیق

 ترکیه و تغذیه

ترکیه 

پیشتر از این شنیده بودم ترک ها، آدم هایی

خوش خوراک اند. البته دست پخت هموطنان

آذری را خورده بودم و نیک می دانستم، امر

تغذیه در فرهنگی ترکی، فراتر از شکم پر کردن

است. خوراک برای ترک زبانان علاوه بر برآورده

کردن نیاز بدن، یک تفریح و یک فرهنگ محسوب

می شود، یعنی درست نقطه مقابل فست فود

که همه را به جوجه ماشینی تبدیل می کند.

 

ترکیه

 

سفره ترکی، چندین ویژگی با ارزش و قابل

توجه دارد. نخست، حجمش کم است و با

مقوله شکمبارگی نسبتی ندارد. در ابتدای

امر به نظر می رسد، کم فروشی کرده اند

ولی وقتی می خورید و دیگر میلی به خوراک

ندارید، معلوم می شود، نیاز بدن تان برآورده

شده و دیگر لزومی ندارد، بادکنک بسازید و

چندین و چند درد گوارشی به پزشک تان

گزارش کنید. متأسفانه نقطه مقابلش را ما

در سرزمین گل و بلبل خودمان داریم. وقتی

کمیت بر کیفیت غلبه کند، مردان شکم گنده

و زنان پرواربندی، بسیار می شوند.

 

ترکیه

 

ویژگی دوم خوراک ترکی، پدیده گوشتخواری است.

کباب، دونر کباب، بره بریان و ماهی تفت دیده بر

سنگ داغ، عمده سفره ترک ها را تشکیل می دهد

اما این به معنی گوشتخواری از نوع ایرانی اش نیست.

ترک ها، با توجه به کشاورزی پر و پیمان خود، هیچ گاه

از خوراکی های گیاهی غافل نیستند. امکان ندارد

خوراکی سفارش بدهید و دست کم دو نوع سبزی

در کنارش نباشد. کاهو، برگ ترب، نوعی شاهی با

برگ هایی پهن تر، فلفل های زرد و سبز و قرمز و

زیتون، مهمان همیشگی سفره های ترکی اند.

دوغ و ماست نیز کم و بیش مصرف می شود.

 

ترکیه

خوراک اسپانا

 از این گذشته، منوی رستوران های ترک، همیشه

یک بند ویژه به نام سبزی یمک Sabzi Yemak (خوردنی

های گیاهی) دارند. پس مهمانان گیاهخوار نیز بی

نصیب از سفره ترک ها نیستند. انواع چوربا (سوپ)،

پاتلیجان (بادمجان)، اسپانا (اسفناج) و ده ها نمونه

دیگر که حتی نتوانستم اسم شان را یاد بگیرم.

 

ترکیه

بره بریان

دیگر ویژگی بارز سفره ترکی، نبود برنج است.

هنگام گشت و گذار در شهرها و جاده های

این کشور، هیج نشانی از مزارع شلتوک ندیدم.

نه این که به طور کلی برنج نیست. یک چیزکی

شبیه پلوی خودمان با کیفیتی البته پایین تر به

نام پیلوو Pilov درست می کنند و عموماً به

جهانگردان می فروشند. خود ترک ها معمولاً

نمی خورند. بیشتر هم در استانبول هست.

لابد برای جهانگردان می پزند. در هر صورت

، اتفاق مبارکی است که ترک ها به خوردن

برنج تمایلی ندارند وگرنه قیمت برنج داخل

کشور، بیش از این ها بود!

 

ترکیه

 

ویژگی چهارم سفره ترکی، اهمیت صبحانه یا به

قول خودشان کاحوالتی Kahvalti است. اگر در کشور ما،

حتی آدم های پولدار صبح علی الطلوع با یک قوطی شیر

کاکائو و یک کیک صنعتی، صبحانه شان را ماستمالی

می کنند، در ترکیه، پولدار که چه عرض کنم، آدم های

معمولی نیز صبحانه مقوی را از دست نمی دهند.

بدین منظور رستوران های ویژه ای می بینید که فقط

بساط صبحانه دارند. برخی نیز چند منظوره اند و ناهار

و شام نیز ارائه می کنند. خلاصه، از نظر ترک ها،

صبحانه خیلی مهم است و با بهایی اندک می توان

آن را در نزدیک ترین رستوران محل خورد.

 

یزد ضربدر ده

هنر شیرینی پزی ترک ها آن قدر جذاب و صاحب

شخصیت است که من به طور خلاصه می نویسم

یزد ضربدر ده. ما اگر همین مختصر شیرینی

استان یزد را نداشتیم، بهتر می بود مقابل ترک ها

زانو می زدیم. انصافاً در شیرینی پزی استادند و خیلی

هم اهل تنوع. البته در کنار شیرینی های اصیل ترک،

مقادیر متنابهی از همین شیرینی های مضر خامه ای

نیز یافت می شود که نه رنگ و رویی دارند و نه طعم

به یاد ماندنی،‌ درست مثل شیرینی پزی های تهران و مشهد

و اصفهان.

 

خوراک دریایی

ترکیه 

در هر بندری وارد می شدم، خوراک دریایی

اعم از ماهی یا میگو، مهم ترین سفارشم بود.

آن جا متوجه شدم که در این مقوله، بندرنشینان

خودمان خیلی استادند. اگر از جنس ماهیان صید

شده بگذریم که به هر حال از دست بشر خارج است

شیوه پخت آبزیان در شهرهای بندری ترکیه، به نظرم

دم دستی آمد. ماهی را یک جور داخل روغن و یک

جور هم روی سنگ داغ سرخ می کنند. برخی نیز آن

را با ذغال و یا گرماده الکتریکی کباب می کنند. میگو

هم به صورت خیلی ساده داخل روغن تفت داده می شود.

 

ترکیه

 

حال تشریف بیاورید بندرعباس و بوشهر و آبادان

؛ میگو پلو، قلیه میگو، میگو کباب، میگو سوخاری

، ماهی سوخاری، ماهی کباب، قلیه ماهی، ماهی

تنوری با شکم پر از سبزی، ماهی پلو و ماهی ته برنجی.

 

فغان از کمرباریک ها

اما حکایت چایی در ترکیه، خیلی جالب است. آن

را معمولاً به صورت دسته جمعی در چایخانه ها می

نوشند و کلی صفا می برند. هر شهری سرک می

کشیدم، حتی شهرهای بین راهی که توقف نداشتم

نشان های این فرهنگ دیده می شد. اگر بخواهم

درست تر بگویم، بیشتر مشتریان هم بالای 30 سال

بودند و کهنسالان، مشتریان همیشگی به نظر می آمدند.

حال بشنوید از خود چایی که در استکان های کمر باریک

دلربایی می کرد ولی چون به حلق می ریختی، حال بی

ریختی پیدا می کردی. واقعاً فغان از این کمرباریک ها.

من اصلاً طعم چای ترکی را نپسندیدم. آدم هایی که در

پختن خوراکی های گوناگون استادند، نمی دانم چرا

سلیقه چایی خوردن شان، این قدر بی ریخت است.

اولاً چایی خشکی که داخل قوری می ریزند، چیزی

شبیه چای درجه سه ایرانی معروف به پشکل نشان

است. وقتی دم می کنند، مهم ترین ویژگی اش تلخی

است. دوم این که واژگان تازه دم و کهنه جوش ظاهراً

برای ترک ها تفاوتی ندارد. با ولع همه را سر می کشند

و چه گران در مقایسه با ایران. هر استکان کمرباریک ناقابل

340 تومان، جوشیده و نجوشیده فرقی نمی کند. چای

ترکی آنقدر بدسلیقه –البته از نظر ما- تولید و مصرف

می شود که من حاضرم به خرج خودم همه کارکنان سفارت

و رایزنی فرهنگی ترکیه در تهران را به دامنه های البرز ببرم

و با ذغال چوب، یک دست چای دبش لاهیجان به عبارتی هر

کیلو 6 دلار دم کنم تا بدانند چایی چه مزه ای دارد. بگذریم،

به ما ربطی ندارد.

 

حرمت نان

ترکیه

 

گاوها و گوسفندان ترکیه به سبب فراوانی علف های

تر و تازه که مشام هر تازه واردی را عطرآگین می کنند

، هیچ نیازی به نان خشک های کپک زده ندارند و در

نتیجه مردمان ترک نیز با رعایت حرمت نان، اساس

اً نان خشکی در بساط شان نیست. جالب این که

در ترکیه نانوایی به شکل سنتی کم است و معمولاً

نان های صنعتی به دیده می آیند. حتی در مناطق

سنتی، نان باگت بیشتر مصرف می شود و برای


گریز از بهای سوخت گاز، با چوب ترتیبش را می

دهند که هم ارزان و هم خوشمزه تر می شود.

ترک ها به طور کلی خیلی نان خور نیستند. نان

خریداری شده چنان است که تنها نصیب شکم

هایشان می شود و نه گاوهایشان. انصافاً حرمت

نان در این سرزمین به نیکی ادا می شود. امان از

پول نفت که همه چیزمان را به لجن کشیده است!


   انرژی و جاده ها در ترکیه !!!


پس از معرفی نه شهر ترکیه، گشتی در دامنه های

البرز داشتم که تصاویر آن را می توانید در اینجا ببیند.

اینک سفرنامه ام را با نگاهی کلی به مسائل کلان این

کشور ادامه می دهم. در نوشته آتی، پیرامون طبیعت،

آب، کشاورزی، تغذیه و مشروبات الکلی خواهم نوشت.

 

ترکیه

 

 ترکیه و انرژی

گویا دستگاه آفرینش به هنگام توزیع منابع، سهم

انرژی های هیدروکربنی ترک ها را به عمد کاهش

داده تا آن ها به پول مفت نفت عادت نکنند و در

عوض بکوشند از راه های دیگر، انرژی مورد نیازشان

را بیایند.  درصد انرژی های مصرفی ترکیه در سال

2006 میلادی خیلی جالب است. زغال سنگ مهم

ترین دارایی زیر زمینی ترک هاست که معمولاً اهالی

شرق کشور و برخی صنایع آن را می سوزانند. ترک

ها علاوه بر ذغال سنگ حدود یازده درصد انرژی

خود را از طریق سدهای آبی و توربین های بادی

به دست می آورند و مابقی نیازشان (حدود 64 درصد)

را از کشورهای دیگر از جمله ایران در قالب نفت و گاز می خرند.

 

ترکیه

 

  سوزاندن چوب و تاپاله گاو که روزگاری در سرزمین

ما رایج بود و اینک به سبب فراوانی نفت و گاز همه

از آن گریزانند، هم اینک در ترکیه و به ویژه مناطق

شرقی، جایگاه ویژه ای دارد. وجود جنگل ها و باغات

فراوان، ذخیره قابل توجهی از چوب را پیش پای ترک ها

نهاده است تا به ضرورت از آن استفاده کنند.

 

ترکیه

 

ترکیه

 

بسیاری از رستوران ها و نانوایی ها حتی در شهرهای

بزرگ ترکیه، کوره خود را با چوب گرم می کنند. این کار

دو حسن دارد. یکی فرار از بهای بالای گاز مایع که با

زحمت و قیمت زیاد از ایران و روسیه خریداری می شود

و دیگری مزه خوش پخت و پز با چوب که امروزه در این جا

ما فقط حسرتش را می خوریم. راستی تا کنون نان باگت

با آتش چوب خورده اید؟

 

ترکیه

 

 دیدن آبگرمکن های خورشیدی بر پشت بام هزاران خانه

در شرق ترکیه، برای من و شمایی که با گاز مفت، دوش

مشتی می گیریم، البته جای تعجب دارد ولی

محرومیت ترک ها از گازهای زیرزمینی عسلویه،

عقل حسابگرشان را به کار انداخته تا دیگر نعمت

خدا یعنی نور خورشید را وارد لوله ها بکنند و یک

دوش مشتی بگیرند. نگران شب هم نباشید.

تا سپیده دم فردا، آب گرم وجود دارد.

 

 ترکیه و ترابری

روشن است مسافرت و به طور کلی ترابری در یک

سرزمین کوهستانی، دشواری های فراوانی دارد

اما در ترکیه، این دشواری ها به چشم نمی آیند زیرا

ترک ها در برابر کوه های بلند و دره های عمیق

کم نیاورده اند. خط آهن سرتاسری مرز رازی در ایران

تا شهر استانبول که از شرق به غرب ترکیه امتداد دارد،

برای ما یادآور خط آهن دورود-اندیمشک است. جالب این

که این خط آهن،‌ همانند نظیرش در ایران، صدها

کیلومتر با یکی از رودخانه خروشان همسایه است.

 

ترکیه

 

دریاچه وان، خط آهن شرقی-غربی ترکیه را در حال

حاضر دو بخشی کرده است و این کشتی های

واگن کش، مسیر یکصد کیلومتری دریاچه را می

پیمایند تا در آینده ای نزدیک، خطوط آهن، با دور

زدن دریاچه، دست در دست یکدیگر بدهند.

 

ترکیه

 

سامانه قدرتمند جابجایی در ترکیه بر چهار محور هوایی،

ریلی، جاده ای و دریایی استوار است. کشتیرانی باری

و مسافری به سبب وجود دریاهای سیاه در شمال،

مرمره و اژه در غرب و دریای سفید در جنوب این کشور،

رونق به سزایی دارد. گاه یک مسافرت دریایی هم ارزان

تر و کمی هم زودتر از نوع زمینی اش تمام می شود.

 

ترکیه

 

صنعت هوانوردی ترکیه و مشخصاً شرکت هواپیمایی

دولتی این کشور موسوم به ترکیش ایرلاین با 127

فروند هواپیمای سنگین و متوسط، یکی از سه غول

هواپیمایی خاورمیانه است که در رقابتی تنگاتنگ با

هواپیمایی امارات و قطر ایرویز کار می کند. دور از

تصور نیست با توجه به روند تحولات سیاسی-اقتصادی

خاورمیانه، ترکیش ایرلاین کم کم به قدرت اول هوانوردی

منطقه تبدیل شود. این شرکت در حال حاضر به تمام

قاره های جهان پروازهای روزانه دارد. هواپیماهای

ترک نیز عموماً دست اول هستند و پیش از آن که

عمرشان از پانزده سال بالاتر برود، مشتریانی همچون

ایران، به صف می ایستند تا دست دوم ها را از استانبول

بزدایند.

ترابری جاده ای در ترکیه حکایت متفاوتی با

سرزمین ما دارد. به طور معمول، مسافران جاده ها

، کامیون ها و اتوبوس هایند. خودروی سواری برای

جابجایی از شهری به شهر دیگر، کمتر معمول است

و آن هم البته حکایتی دارد. بنزین لیتری دو و نیم

دلار یا به پول خودمان 2500 تومان، هر راننده مغروری

را سر جایش می نشاند تا بیخودی در جاده های خلوت ویراژ ندهد.

 

ترکیه

 

اتوبوس های ترک و به طور کلی سامانه اتوبوس

رانی شان یک سر و گردن از کشور ما بالاترند. علاوه

بر کیفیت فنی این غول های جاده ای، خدمات

رفاهی شان نیز برای مسافران جذابیت دارد.

عموماً آنتن ماهواره ای دارند و تلویزیون در طول مسیر

، شبکه های ترک زبان را نشان می دهد. پذیرایی

نسبتاً مفصلی دارند و با هدفون می توان از چندین نوع

موسیقی موجود، استفاده کرد بی آن که مسافر کنار

دستی، آزار ببیند. برخی از اتوبوس ها حتی اینترنت

بی سیم دارند و اگر باطری نوت بوک شما عمری


طولانی داشته باشد، البته صفای دیگری خواهید برد.

 

ترکیه

 

اما نبض ترابری داخلی ترک ها نه در هوا، نه در

آسفالت و نه در روی آب هاست. بلکه واسطه ای

به نام آهن است که اجازه می دهد با ارزان ترین

و بی خطرترین ابزار ممکن بتوان از شهری به

شهر دیگر آمد و شد کرد. حتی بخش قابل توجهی

از جابجایی داخل شهری در استانبول، آنکارا، ‌ازمیر،

 قونیه و کایسری با استفاده از خطوط ریلی مترو و

تراموا صورت می گیرد.

 

ترکیه

 

 همه شهروندان ترکیه با عبارت دمیر یولی Damir yoli

مأنوس اند. راه آهن دولتی این کشور با شبکه گسترده ای

از خطوط معمولی و برقی، شبانه روزی در خدمت جابجایی

بار و مسافر است و مانند کشور ما چنین نیست که فقط

خیرش به شهرنشینان برسد. همه روستانشینان واقع

در مسیر خط آهن، حقی برابر با شهرنشینان دارند.

 


واگن های پیشرفته قطار ترک با کوپه های

دوخوابه که بهای بلیت آن ها تقریباً دو و

نیم برابر بلیت قطارهای معمولی با صندلی اتوبوسی است

  

ترکیه

قطار برقی پیشرفته با صندلی های اتوبوسی

 

به جز شهر یک میلیون نفری آنتالیا واقع در جنوب

ترکیه، همه شهرهای بزرگ این کشور به

شبکه راه آهن دسترسی دارند. قطارهای اتوبوسی

پولمان همه روزه از شمال و جنوب و شرق و غرب

ترکیه به راه می افتند و در طول مسیر خود، هزاران

شهروند ترک را به شهرها و روستاهای مقصد می

رسانند. علاوه بر آن، قطارهای پیشرفته برقی

در مسیرهای استانبول-اسکی شهیر-آنکارا و قونیه

-آنکارا، با فاصله زمانی کم در حرکتند و اگر قطاری

را از دست بدهید، یکی دو ساعت بعد، با دیگری

خواهید رفت. گفتنی است طول خطوط برقی

راه آهن ترکیه بیش از دو هزار کیلومتر است.

 

 ترکیه و ترافیک

پیشتر از این در بخش معرفی شهر آدانا، نوشتم کشور

ترکیه، اصولاً کشور جاده های خلوت است. این را

می توان به جز جاده های منتهی به کلان شهر استانبول

و آنکارا، به روشنی دید. اما بزرگراه های منتهای به

آنکارا و استانبول هم آنقدر شلوغ نیستند که راهبندان

شود. این خلوتی البته پیش از آن که نتیجه مدیریت شهری

باشد، ریشه در بهای انرژی دارد. در بندر مرسین از

راننده مینی بوسی پرسیدم بهای گازوئیل یا به قول

ترک ها مازوت چند است. گفت لیتری دو دولار و متقابلاً

از من پرسید در ایران چند است. هر چه فکر کردم، ن

توانستم بگویم لیتری چند دلار است. فقط گفتم در

ایران با دو دلار می توان 125 لیتر مازوت خرید.

از تعجب می خواست شاخ دربیاورد. ناباورانه گفت

یعنی مازوت را به قیمت شاش می فروشند؟!!

 بر این اساس، ترکیه نه از ترافیک درون شهری

و نه از ترافیک جاده ای رنج می برد. وجود شبکه

قدرتمند ریلی از یک سو و ارزانی اش در مقایسه

با ترابری جاده ای از سوی دیگر، مردم این کشور

را به استفاده بیشتر از خط آهن و در کرانه های

دریا به سمت کشتی های مسافری سوق داده است.

داخل شهرها نیز، حرف اول جابجایی مسافران را مترو و

تراموا می زند. اتوبوس در مرحله بعد قرار دارد و تاکسی

ها در این بازی، نقش کلیدی ندارند. آن ها بیشتر مورد

توجه برخی جهانگردان و پولداران ترکیه هستند و

بعداً خواهم نوشت به چه کارهای دیگری مشغولند!؟

 


 

حرمت چراغ قرمز در ترکیه ستودنی است.

تقریباً نود درصد پیادگان و صددرصد سوارگان، بر

ای چراغ های سبز و قرمز، احترام قائلند. در

شهر های بزرگ نظیر آنکارا، گاه تخلفی از پیاد

ه ها دیده می شود ولی خودرو سواران با آرام


ش پشت چراغ قرمز می ایستند. در عوض وقتی

سبز شد،‌ بدون ملاحظه گاز می دهند و حاضر

نیستند وقت خود را به یک پیاده روی زیاده طلب بدهند.

 

ترکیه

 

 دیگر این که وجود پل های زیرگذر در شهرهای

بزرگ، بخش بزرگی از معضل سوارگان و پیادگان

را بر طرف کرده است. همه زیرگذرها پله برقی د

ارند و زیر زمین هم مکانی تمیز برای فروشندگا

ن مختلف است. با یک تیر چند نشان، ایمنی مساف

ران، بالابردن سرعت خودروها و در نتیجه صرفه ج

ویی سوخت و ایجاد اشتغال سالم برای ده ها مغازه

دار بی جا و مکان.

 

 ترکیه و تابلوها

مردمان ترک، انگار نه انگار سالانه میزبان میلیون ه

ا جهانگرد از سرتاسر گیتی هستند. تابلوها و ن

وشته های دیواری شان، فقط هموطنان ترک زبان

را به سوی خود می خوانند. حتی ترک های آذری و

ترکمن چون با خط نوشتاری ترکیه آشنایی ندارند،

سرشان بی کلاه می ماند. با این حساب اروپایی

ها و آمریکایی ها نیز با دیدن حروف لاتین بر

تابلوهای ترکیه، چیزی که دستگیرشان نمی شود هیچ

، کلی هم گیج می شوند.

 

ترکیه

 

روزی که در بندر باندیرما سوار قطار ازمیر شدم، چهار

شهروند انگلیسی داخل آمدند و یکی از آن ها با نگاهی

به بلیت خودش صندلی مرا نشانه گرفت. گفتم شماره

27 متعلق به من و شماره 24 متعلق به شماست. حکایت

این بود که بهای بلیت قطار 27 لیر ترک درج شده بود و

شماره صندلی آن بنده خدا 24 بود. او با دیدن عدد 27 لیر

فکر کرده بود که روی صندلی 27 بنشیند اما او چگونه می

باید می فهمید کدام بهای بلیت و کدام شماره صندلی

است؟ روی بلیت های ترک نوشته بودند No Yer یعنی

شماره صندلی و Ücret یعنی بهای بلیت.

 

ترکیه

 

در ترکیه همه خیابان ها با تابلوهایی کوچک نامگذاری

شده اند که یافتن آن ها در کنار تابلوهای بزرگ مغازه

ها کاری بس دشوار است. در بندر مرسین راه گم کر

م و با استفاده از کارت هتل محل اقامتم، دست به دامن

دو پلیس شدم. آدرس کاملاً گویا بود ولی یکی از پلیس ها

هر چه به اطراف نگاه کرد، شماره خیابان مرا ندید. بعد بر

اساس تجربه گفت جای دوری نیست. همین اطراف بگرد پیدا می کنی!


        گشتی در استانبول !!!


شاید تصور کلی شما از شهر استانبول به عنوان بزرگ ترین

شهر کشور لائیک ترکیه چیزی باشد که با دیده ها و

شنیده های من جور در نیاید. با توجه به داستان معروف


مولانا که جماعتی در تاریکی به فیل شناسی می پرداختند

و هر کس از همان زاویه خودش به تفسیر و تشریح فیل

می پرداخت، نیک می دانم نوشته های من هم صد در صد

گویای واقعیت نیستند. ضمن این که تلاش می کنم در نوشته

های بعدی از جنبه های مختلف وارد شوم تا کمی این

یکسونگری بر طرف شود.

 

ترافیک اذان در شهر مسجدها

استانبول

 

وقتی از نمای دور به شهر استانبول می نگرید، آن

چه بیشتر به چشم شما وارد می شود، گنبد و

مناره مساجد است. حتی اگر کور باشید و درون

هتل مشغول استراحت، به هنگام اذان های پنجگانه

صبح و ظهر و عصر و مغرب و عشا، متوجه خواهید شد

که در اطراف تان چه تعداد مسجد وجود دارد و اگر

همانند من کمی اهل موسیقی باشید البته از این ترافیک

صداهای زیبا خوش تان نمی آید، یکی ماهور می خواند،

یک همایون و دیگری با حال و هوای موسیقی دوران عثمانی

. در قونیه نیز گاه تا چهار اذان مختلف را همزمان می شنیدم

. این که چرا این جا مسجد زیاد است، می تواند ریشه در

تعلق خاطر ترک ها به مظاهر دین اسلام باشد. نکته دیگر این

که استانبول همانند تهران، آسمان را نخراشیده و گسترش

آن بیشتر افقی بوده است. از سوی دیگر همه مساجد ترکیه

دارای گنبد و مناره بلند هستند و در نتیجه وقتی از دور به

شهر خیره می شود، به راحتی می بینی مساجد شهر

یک سر و گردن از خانه های مردم بالاترند.

 

استانبول

 

مسجد سلطان احمد یکی از بزرگ ترین جامی های

استانبول است. ساخت آن از  1609 تا 1616 میلادی

طول کشید و چون در دوره زمامداری سلطان احمد

اول بوده، به همین نام باقی مانده است.

 

استانبول

 

نمای سه بعدی از مناره مسجد را دانلود کنید

و ببینید. مسجد ایاصوفیا هم از آن بالا پیداست

 

استانبول

 چهار ستون بزرگ مسجد، قطری به این بزرگی دارند

 

نمای سه بعدی از محراب مسجد را دانلو

د کنید و ببینید

 

کاخ تپ‌قاپی (در زبان ترکی: تپ‌کاپی ‌سرای TopKapi Saray)

واقع در استانبول از قصرهای معروف امپراتوری عثمانی است

که از ۱۴۶۵ تا ۱۸۵۳ میلادی مرکز اداری این امپراتوری بود

. سلطان محمد فاتح در ۱۴۵۹ دستور ساخت این قصر را

داد و کار ساختن آن در ۱۴۶۵ میلادی به پایان رسید. این

قصر بین شاخ طلایی و دریای مرمره در استانبول واقع شده

و چشم‌اندازی بسیار عالی به تنگه بسفر دارد.

 

استانبول

 

استانبول

 

استانبول

 چشم انداز دریا از ایوان کاخ

 

استانبول

 

در ۱۸۵۳ سلطان عبدالحمید تصمیم گرفت محل

اقامتش را به قصر تازه‌ساخت دلمه باغچه منتقل

کند که نخستین کاخ مدل اروپایی شهر بود. امروز

قصر تپ‌قاپی به موزه تبدیل شده‌ و از جذاب‌ترین

جاذبه‌های توریستی ترکیه‌ است.

 

استانبول

 بانوی سلطان به همراه ندیمه هایش در حرمسرا

 

استانبول

 حمام جناب سلطان داخل حرمسرا

 

استانبول

 نمای بیرونی حرمسرای سلطان

 

استانبول

 نمایی از محوطه بیرونی کاخ تپ قاپی

 

موزه باستان شناسی استانبول محل چیدمان بقایایی

از چندین تمدن کهن است. حتی تمدن هایی که ربطی

به سرزمین ترکیه ندارند، در این موزه یافت می شوند.

مثل سنگ نوشته ها و تابوت های مصری از دوران باشکوه فراعنه.

 

استانبول

 تابوت مصری

 

استانبول

پادشاه باراکوب، دوره آرامی،‌ قرن هشتم پیش از میلاد

 

استانبول

 مطربان عهد باستان، دوره آرامی،‌ قرن هشتم پیش از میلاد

 

استانبول

 یادگارانی از تسلط رومی ها بر سرزمین ترکیه

 

استانبول

 نمای بیرونی از موزه باستان شناسی ترکیه

و نخل سنگی که از عهد باستان مانده است

 

استانبول

 

 این ناقوس روزگاری در استانبول جولان می داد

ولی اینک مناره های مساجد خانه نشینش کرده اند

 

استانبول

 قبر یا تابوت و یا چیزی شبیه به آن بازمانده

از عهد باستان

 

جابجایی مسافران درون شهری استانبول عموماً بر

دوش مترو، تراموا، اتوبوس و مینی بوس هاست.

تاکسی در این معادله نقش کلیدی ندارد و اگر توریست

های پولدار نبودند، می شد تاکسی ها را به مرخصی

فرستاد. ترافیک روان این شهر، از نظر سرعت رسیدن به

مقصد، به گونه ای است که نمی توان به تاکسی نمره

بیشتری داد. روی زمین حق تقدم با ترامواست، وسیله ای

راحت، ‌ارزان و بسیار پر مشتری.

 

استانبول

 

حاشیه های سفر

استانبول

 

برخی رستوران های استانبول با این تمهید، یک

تیر و سه نشان زده اند. نخست جذب مشتری بیشت

ر، دوم ایجاد اشتغال برای دو بانوی هموطن و در نهایت

حفظ میراث فرهنگی ترکیه در حوزه مردم شناسی.

گفتنی است این دو  بانو کارمند رستوران نیستند.

برای هر عدد نانی که می پزند، گارسون یک رسید به

ایشان تحویل می دهد تا پایان روز به حساب و کتاب

بنشینند و احتمالاً کرایه مکان هم از ایشان کم می شود.

 

استانبول

 

این جا صف شیر یارانه ای نیست. سهام عدالت هم توزیع

نمی کنند و قرار نیست پس از چند ساعت معطلی خوشه

بندی شوید. مردمانی گوناگون از سرزمین های جورواجور

منتظرند تا بلیت فروش مجموعه تاریخی کاخ تپ‌قاپی بیست

لیر ترک برابر با 14 دلار از ایشان بگیرد و اجازه ورود بدهد

. در چنین مکان هایی، همیشه سر یکی از بلیت فروش ها

خلوت است و اگر کسی طمع کند و از صف جدا شود و نزد

او برود، می گوید بلیت بی بیلت، برو توی صف! در واقع آن

بنده خدا را موظف کرده اند تا یکی مثل من که پول درست

درمانی با خود نیاورده است، کارت روزنامه نگاری بین الملی

اش را روی میز بگذارد و با احترام یک بلیت رایگان و بدون

نوبت دریافت کند. گاه شماره سریال کارت را به رایانه می

دهند تا احتمالاً کسی با همان کارت دو بار بلیت نگیرد

و گاه سرسری نگاه می کنند و یک بلیت می دهند.

بدون این کارت، حدود یکصد دلار می بایست پول زیارت

مولانا و دیگر بناهای تاریخی را می دادم. عجب روزگار

غریبی است. کارتی که در کشور خودم پهن نمی ارزد،

‌در ولایت غریب این گونه حرمت دارد!


                 شهر آنکارا !!!


پس از دیدن عمارت باشکوه آنیت کبیر واقع در قلب آنکارا

، داخل یکی از خیابان های نه چندان اصلی شهر، پ

رسان پرسان دنبال خانه آتاتورک می گشتم. کسی

آدرس درست درمانی نمی داد تا این که چشمم به این

آبشار زیبا افتاد.

 

آنکارا

 

من به عمرم مسجدی کنار آبشار ندیده بودم. بالا رفتم


و بی آن که دیواری وجود داشته باشد، خود را درون

حیاط زیبای آن یافتم. نمازگراران ترک در حال ترک صحن بودند.

 

آنکارا

 

آنکارا

 

به سمت سرویس های بهداشتی رفتم. پیرمردی

داخل یک دکه چوبی زیبا نشسته بود و روی شیشه آن

عبارت اجرت یک لیر دیده می شد. دست در جیب کردم.

به جز اسکناس های پنجاه لیری، ته جیبم فقط هفتاد

و پنج غروش (هر صد غروش یک لیر) یافتم. گفتم آقا پول

خرد ندارم، با این مبلغ می توانم داخل شوم؟ گفت تو پول

بده، من هر طور شده خردش می کنم. اصرار کردم و کوتاه

آمد و با 25 غروش تخفیف اجازه داد. وقتی پا به درون سرویس

های بهداشتی گذاشتم، ظاهر تمیز در و دیوار و دستمال کاغذی

و صابون مایع، گواهی دادند که دریافت پول،‌ امری به جاست.

بالا آمدم و در وضوخانه زیبایی که دارای کرسی پایی برای سهولت

شستن دست و صورت بود، وضویی به سبک خودمان گرفتم، گر

چه آن ها بنا بر سنت سنی خودشان، دست و پاهایشان را نیک

می شستند. به سرم زد چند رکعت نماز یادگاری برای شان

بخوانم!

 

آنکارا

 

دیدن نظم و انظباط در بخش کفشداری، انگیزه نماز خواندنم

را بالاتر برد. داخل که شدم، ابتدا دیوارها و سقف زیبایش،

چشم هایم را دزدیدند.

 

آنکارا

  

سپس حواسم به اندک نمازگرارانی خیره شد که به

نماز جماعت نرسیده بودند و هر یک تنهای تنها و تنها به

خاطر باور قلبی شان، رو به معبود خویش، مشغول عبادت

بودند. هیچ نشانی از ریا وجود نداشت. آن جا هم جایی

نبود که بتوان با چند حرکت ورزشی گونه، مردم را فریفت

و به نان و نوایی دست یافت. با انگیزه ای قوی تر، به سبک

خودمان نمازی خواندم و بیرون آمدم.

 

آنکارا

 

می گویند، مسجد خانه خدا و نان هم نعمت خداست.

این بنده خدا نیز، با خیالی آسوده از مزاحمت های رایج

سرزمین ما، تعدادی نان کنجدی معروف ترکیه را داخل

حیاط مسجد آورده بود تا روزی خانواده اش را به جیب

نمازگزاران پیوند بزند. یک جوان دیگر، تعدادی کمربند

درست همانند میدان انقلاب و امام حسین تهران زیر


درختی پهن کرده بود و سعی داشت کمر مومنین را آذین

ببندد. دست آخر همین کمربند فروش راهنمایم شد.

خیلی وقت گذاشت و چون دیگر مشتری نداشت، ‌بار

و بندیلش را بست و پنجاه متری داخل خیابان همراهی

ام کرد تا به یک نشانی درست برسم.

 

آنکارا

تندیس مظفر، یکی از موسیقیدانان و موسیقی


شناسان ترک

 

دموکراسی با طعم باطوم

در یکی از قسمت های کارتون پلنگ صورتی، دیالوگی

شنیده می شد که می گفت از این جاده جنگلی فقط

سالی یک اتوبوس رد می شود و دیگر هیچ. سپس

وقتی پلنگ صورتی می خواست از این سوی جاده به

آن سویش برود،‌ اتوبوس از راه رسید و او را زیر گرفت.

من هم با چندیدن بار پرس و جو از این و آن به منظور

یافتن خانه آتاتورک، پرسان پرسان از میدان بزرگی به

نام کیزیل آی سر در آوردم و چشم تان روز بد نبیند،

انگار همان روزهای درگیری پس از انتخابات خودمان بود.

 

آنکارا

 

دور تا دور میدان پر از مأموران لباس آبی با انواع ابزار

از کلاه خود و سپر گرفته تا خودروهای زرهی آب

پاش دیده می شد. از دو نفر چیزکی پرسیدم و چون

موضوع از مکالمات روزمره خارج بود، کمتر فهمیدم.

یک واژه سندیکا به گوشم خود. همین قدر فهمیدم

احتمالاً اعتراض یک سندیکای کارگری یا چیزی شبیه

به آن بوده است. خبری از زد و خود نبود و ظاهراً معترضین

پراکنده شده و مأموران هم دسته دسته در حال سوار شدن

بر اتوبوس های ویژه پلیس بودند. خودروهای زرهی نیز به

سرعت منطقه را ترک کردند.

 

آنکارا

 

من که در جریان درگیری های خودمان، هیچ گاه به فکر

عکس گرفتن از ناآرامی ها نبودم، این جا بد جوری هوس

عکاسی به سرم زد ولی چنان که افتد و دانی، عکس

برداری از حضرات ضد شورش، خود نوعی شورش است و

هر آن ممکن بود مرا به اردوگاه کهریزک آنکارا!! بفرستد.

خلاصه دزدکی و بدون هدف گیری چندتایی عکس گرفتم

که فقط یکی دو تا خوب درآمد. با خود گفتم، ‌عجب روزگاری


است، ما در عمر چهل و یک ساله مان فقط یک روز (26

می 2010 میلادی) به آنکارا آمدیم و همین یک روز، اتوبوس

داستان پلنگ صورتی از راه رسید! در کل بد هم نشد. چون

در چند شهر پیش گشته، خیلی ها پز دموکراسی ترکیه را

می دادند و حتی به من سرکوفت می زدند که در کشورتان

دموکراسی نیست. در نتیجه معلوم شد دموکراسی این جا

هم رنگ و مزه ای از جنس باطوم دارد.

 

آنکارا

 نمایی از میدان بزرگ کیزیل آی

 

میدان کیزیل آی، خیلی بزرگ است، خیلی هم دراز درست

مانند میدان هفت تیر تهران با یک پارک متوسط در کنارش که

پاتوق جوان هاست. گشتی زدم و لابلای درختان دیدم بله

، این مأموران هنوز نرفته اند و در واقع زیر درختان پارک پنهان

شده اند تا در صورت نیاز، همانند عقاب بر سر خرگوشان

معترض فرود آیند. به پیاده روی ام در خیابان های اطراف

و نسبتاً خلوت ادامه دادم. جالب بود، درست همانند مأموران

ضد شورش خودمان خیابان های خلوت شده بود پاتوق

پلیس های چایی به دست تا لابد پس از شنیدن خبر اعتراض

، لیوان ها را بریزند و به پیش تازند.

 

آنکارا

 

این گزارش زنده خیابانی، بخش زیبا و به اصطلاح

موسیقایی خودمان، کادانس پایانی ماجرا بود. من که

متوجه وراجی های سرکار خانم نمی شدم ولی حدس

می زنم برای مثال می گفت؛ امروز تعدادی از اراذل

و اوباش با تجمع در میدان کیزیل آی، طعم

شیرین زندگی را به کام شهروندان تلخ کردند که با

حضور موثر پلیس، بار دیگر آرامش به سطح شهر باز

گشت. امیدوارم گزارش خیالپردازانه ام درست بوده باشد!

 

آنکارا

 

در سویی دیگر، گزارشگر کانال B تلویزیون ترکیه خلوت

این دو دلداده را به هم زده بود تا یک گزارش زنده و دشمن

شکن از کانون درگیری به دید مخاطبان دور از پایتخت

برساند. نمی دانم چه پرسید و چه پاسخی شنید ولی از

قیافه خندان و مرموزانه این جوان، حدس می زنم به خبرنگار

صدا و سیمای آنکارا می گوید؛ برو بابا، بذار حالمونو بکنیم!

 

آنکارا

 

این تندیس بزرگ، درست مشرف بر مرکز اصلی میدان

بود و اگر کمی جرئت داشتم، می شد زیر آن جا گرفت

و به عکس برداری از شمایل پلیس های ضد شورش پرداخت

. کما این که تعدادی جوان زیر آن نشسته اند و پلیس کاری

به کارشان نداشت.

 

آنکارا

 

اصولاً نیروهای امنیتی ترکیه در خصوص برخورد با معترضین

سیاسی و دیگر شهروندان، تفاوت قائل بودند و این نبود که

هر جنبنده ای در میدان کیزیل آی مورد غضب قرار گیرد. به

همین دلیل زندگی عادی در سرتاسر میدان جریان داشت. از

جمله این آقا پسر پاپی که دوستانش را دور خودش جمع کرده

بود و زیر یکی از درختان پارک می نواخت و می خواند. پلیس های

اطراف مان هم تنها نظاره گر بودند.

 

آنکارا

 نمایی از لونا پارک آنکارا

 

ساعت های پایانی روز را ترجیح دادم در لونا پارک آنکارا

درست روبروی ایستگاه راه آهن این شهر پرسه بزنم تا

هنگام حرکت قطار دم دست باشم. پارک بسیار بزرگی بود

با فضای سبز دل انگیز و شهربازی جذاب و خیره کننده که

صدای جیغ بچه ها بر فراز آسمان، شور زندگی را در آن فضا

می پراکند. قدم زنان به سوی بوفه های پر تعداد آن سوی

دریاچه رفتم و بر خلاف بیشتر مراکز تفریحی، دیدم خبری

از بساط مشروبات الکلی نیست. پارکبان جوانی با یونیفورم

سفید از کنارم رد شد. این موضوع را بهانه قرار دادم و نیم

ساعتی به گفت و گو نشستیم.

 

آنکارا

  نمای دیگری از لونا پارک آنکارا با فواره

های روشن

 

گفت فروش و مصرف مشربات الکلی در پارک های عمومی

و مکان هایی که محل تردد خانواده ها و بچه هاست،

آزاد نیست. به فضاهای پیش گفته اشاره کردم، گفت

فقط جاهای مخصوصی از شهر اجازه مصرف الکل هست.

درست هم می گفت. من معمولاً کنار سواحل و برخی

خیابان های دنج می دیدم که بساط الکل پهن است.

در این خصوص بعداً مفصل می نویسم.

از مسلمانان معتقد و مقید و اهل شهر کارس واقع در شمال

شرق ترکیه بود، با حقوق ماهیانه 570 لیر ترک (حدود 400 دلار)


، هفته ای یک روز تعطیل و روزی 9 ساعت کار. خیلی کم بود

و نمی شد با آن یک خانواده دو نفره را اداره کرد. نشان داشت

، یعنی نامزد و کرمانج بود. کاش زبان کرمانجی بلد بودم. گفتمش

ما هم در ایران کرمانج داریم. در شمال خراسانند. باور نمی کرد

همتبارانی در آنسوی مرزها داشته باشد. خیلی درد دل کرد.

از بی عدالتی زمامداران لائیک ترکیه، از رواج بی بند و باری در

جامعه و دست آخر به من گفت خوش به حالتان که حکومت

اسلامی دارید. منم شیرفهمش کردم که باباجان! شنیدن صدای

دهل از دور خوش است. می گفت روزنامه های ترکیه چیزهای

بدی از دختران ایرانی می نویسند. جوابی نداشتم، ماست مالی

کردم و خداحافظ.


               بندر ازمیر !!!


ویرانه های مرکز تجاری، فرهنگی و سیاسی آگورا

Agora واقع در قلب بندر ازمیر، حکایت از پیشینه 2400

ساله این شهر زیبا می کنند. ستون های به جا مانده که

تا اندازه ای، کوچک تر از ستون های تخت جمشید به نظر

می رسند، معماری کاملاً متفاوتی دارند.

 

ازمیر

 

این عمارت باشکوه که در قرن چهارم پیش از میلاد

بنا شده است، در سال 178 میلادی پس از یک

زمین لرزه ویرانگر به دستور امپراطور مارکوس آئورولیوس

بازسازی شد.

 

ازمیر

 

 طاق گنبدی بخش های زیر زمینی این بنا با استفاده

از سنگ های بزرگ، در نوع خود کم نظیر است.

 

ازمیر

 بخش های زیرین عمارت در مقایسه با بنای اصلی،

کمتر آسیب دیده اند.

 

ازمیر

 و این هم نمایی از سقف زیر زمین که تقریباً همطراز

با پایه ی ستون هاست.

 

ازمیر

بی گمان روزگاری بر فراز این ستون های سنگی

، سقف باشکوهی استوار بوده است.

 

ازمیر

 

بخش کوچکی از بنا را ترک ها با استفاده از سنگ

های تاریخی به این شکل بازسازی کرده اند. ظاهراً این

مکان بزرگ، علاوه بر مرکز سیاسی آن زمان، محل اجرای

انواع هنرها و همچنین داد و ستدها روزانه بوده است.


البته آن چه اکنون به جا مانده، بیشتر بخش های

حکومتی اند که ساختمان محکم تری داشته اند.

 

ازمیر

 

و اینک کمی آنسوتر، معماری نوین با این بنای

تاریخی سر جنگ دارد. گویا می خواهد به او بفهماند

، دوره قدرت نمایی اش پایان یافته است.

 

ازمیر

 

نی نواز ترک بر کرانه دریای اژه نغمه های سوزناک

می نوازد. گویا به شنونده، القا می کند که عصر

شکوهمند آگورا پایان یافته و اینک دوره پهلو گرفتن

کشتی های سنگین و پرواز جت های مسافری

بر فراز این بندر است. دختر کوچکش نمی دانم

چه نقشی در این ماجرا داشت. فیلم کوتاهی از اجرایش را ببیند.

 نی نوازی نوازنده دوره گرد ترک را ببینید

  

ازمیر

 در خیابان های ترکیه، جا برای هیچ تفکری تنگ

نیست. آدم ها با پوشش های گوناگون در حرکت اند.

 

ازمیر

 حتی تندیس های برنزی به نمایندگی از آدم های

واقعی نیز، ‌سهم خود را دارند.

 

ازمیر

  

ازمیر

 نمادی نمادین  از سازه یک کشتی درست کنار دریای اژه

 

ازمیر

 

 حضور مقتدرانه پلیس ترکیه در همه مراکز  تفریحی

پر رنگ است. به ویژه سواحل که میزبان گردشگرانی

از همه جا هستند. گاه پیاده، گاه با موتور و گاه با خودرو

سر می رسند و به موارد مشکوک می پردازند. معمولاً

گیر نمی دهند. قونیه که بودم، در فضای سبزی بزرگی

به نام میدان علاءالدین، دو پسر جوان را بازخواست کردند

و گمان برده بودند دختر نوجوان همراه ایشان در آن گوشه

پارک، مبادا اغفال شده باشد. در کل حضورشان بیشتر

مایه آرامش است تا دلهره!

 

حاشیه های سفر

ازمیر

 

در این جا دوست دارم کمی از قطارهای ترکیه

بنویسم. عرض شود که وسلیه اصلی و ارزان و

مطمئن در این کشور، قطارهای اتوبوسی پولمان

هستند. درست همانند مترو منتهی در گستره ای

به اندازه کشور ترکیه، حرکت می کنند. اگر بگوییم،

متروی سراسری و بین شهری ترکیه! بی جا نگفته ایم

. در طول مسیر غالباً هزار کیلومتری شان، مسافران

زیادی سوار و پیاده می شوند. توقف شان هم تقریباى

مانند مترو است. دیر بجنبی، رفته اند. بهای بلیت شان

به نظر من خیلی علوی است، ‌یعنی عدالت را خوب رعایت

کرده اند. البته ترک ها سنی اند ولی در این خصوص رفتار علوی دارند.

 

ازمیر

 

در این سامانه مسافربری،‌ شما به اندازه کیلومتری

که مزاحم صندلی های قطار هستید، پول می دهید،

نه مثل مسافران بدبخت ازنا و درود که می باید پول

قطار تهران-اهواز را بپردازند و در نیمه راه، تخت و

صندلی شان را تحویل بدهند. گفتم که بلیت هایشان

خیلی ازران است و من معمولاً با همین ها جابجا می

شدم. فقط روزی که به استانبول رسیدم، در همان

ایستگاه حیدر پاشا رفتم سراغ بلیت های بعدی و چون

فاصله بندر ازمیر تا آنکارا، زیاد بود، امر کردم بلیت آن را

از نوع یاتاکلی یعنی با تخت خواب، بدهد. وقتی خواست

بهایش را بگیرد، چند جای بدنم سوخت. یک مسیر 13

ساعته با همان قطار پولمان که فقط 27 لیر ترک برابر با 19

دلار می ازرد، با قطار تخت خواب دار، 80 لیر (56 دلار)

تمام شد. آن هم برای آدمی که در طور این سفر 15 روزه

هیچ گاه بیش از 50 لیر، به صورت یکجا خرج نکرده است.

خلاصه این سوز و گداز ادامه داشت تا روز موعود در ایستگاه

آلسانجاک ازمیر سوار بر همان قطار کذایی شدم که

مختصر تصویرش را می بینید.

 

ازمیر

 

در واقع اتاقی از یک هتل را به این قیمت اجار کرده بودم.

 اتاقی دو تخته که معمولاً زوج و یا دو هسفر همجنس در

آن سکونت داشتند. اما چون من تنها بودم و این جور اتاق

های متحرک، هم گران بودند و هم اهالی شریف ترکیه

سرشان توی حساب و کتاب بود، در نتیجه مأمور محترم

آمد و گفت شما در این اتاق تنهایی و البته بد دردی این

تنهایی! می دانید چرا؟ برای این که گفتند اگر دو نفر بودید

،‌ همین اتاق 120 لیر برابر با 84 دلار حساب می شد.

 

ازمیر

علاوه بر حوله، صابون، دمپایی، چوب لباسی، کمد

و دستمال مرطوب، مختصر خوراکی هم در این یخچال

کوچک نهاده بودند. به نظرم رسید بهترین وسیله برای


مسافرت زوج های جوان باشد. فقط توالت نداشت که

آن هم در ابتدا و انتهای واگن به صورت مشترک استفاده

می شد. در نتیجه راز آن پول کلان 80 لیری برایم آشکار

شد. گر چه باز هم فکر می کنم کلاه بر سرم رفته است.

 

ازمیر

 در ازمیر نیز سفره ثواب همه جا پهن و درست مثل اصفان

و شیراز و اهواز و تهران و تبریز و مشهد، بازار حاجی بری

و حاجی بازی داغ است. یادآوری می کنم حرف C در نوشتار

ترکی،‌ صدای ج می دهد.


آرامش در ترکیه !!!


ایسگاه راه آهن قونیه، در همه ایستگاه های راه آهن ترکیه، نمونه ای از لوکوموتیوهای بخار دیده می شود

 ایسگاه راه آهن قونیه

 نمونه ای از لوکوموتیوهای قدیمی بخار در همه

ایستگاه ها دیده می شود

 

جای خالی گدایان

نمی دانم در ترکیه گدا نیست و یا اگر هست به

خاطر محدویت های احتمالی خود را نمی نمایانند

. طی اقامت یک روزه در شهرهای مالاتیا، آدانا، مرسین

، قونیه، باندیرما، آنکارا و کایسری، چیزی به چشمم نخورد.

اسکله های دوسوی تنگه بسفر، خیابان ارتش استانبول

و میدان تقسیم را نیز در طول سه روز گشتم و چیزی

ندیدم. تنها پیرزنی را درست کنار هتل اقامتم در ازمیر

داخل یک خیابان فرعی نشسته بود و چندان جلب توجه

نمی کرد. به گمانم گدایی در این کشور هزینه بالایی دارد

که در مکان های عمومی و عموماً شلوغ چیزی دیده نمی شود

. شاید هم اصلاً گدایی نیست که دیده شود.

 

ترک ها و مصرف بهینه

پیشتر از این نوشتم که ریخت و پاش های معمول کشور

ما در میان ترک ها مرسوم نیست و ایشان در خصوص

مصرف انواع انرژی و خوارکی ‌های مختلف چگونه رفتار

می کنند. نمی دانم این دقت نظر ترک ها برگرفته از

آموزه های دینی است یا آموزش سازمان یافته دولتی

و یا نبود یارانه های سرگردان و در نتیجه واقعی بودن

بهای کالاها در سرتاسر کشور. شاید هم ترکیب همه این

ها باعث شده تا هر شهروند ترک نسبت به مصرف خویش

حساس باشد و بیهوده نعمت های خداوندی را دود نکند.

در این خصوص خاطره ای طنزگونه از آنکارا می نویسم و

می گذرم. وقتی در این شهر از صاحب رستورانی سراغ

سرویس بهداشتی را گرفتم، مرا به زیر زمین راهنمایی

کرد. هنوز هفت هشت پله پایین نرفته بودم که دیدم کم

کم دارد شب می شود و چون به انتها رسیدم، تاریکی مرا

گرفت. چند ثانیه ای گذشت تا چراغ هوشمند روشن شد

و توانستم اتاقک تخلیه را بیابم. هنوز کاملاً داخل نشده

بودم که چراغ راهرو خاموش شد و جراغ دیگری داخل خود

توالت روشن. انگار که کسی آن آن جا نشسته باشد و

چراغ ها را کنترل کند. هنوز 20 ثانیه از نشستنم نگذشته

بود که همین چراغ کوچولوی توالت هم به مرخصی رفت

و من ماندم در این ظلمات چگونه پیش بروم، گر چه عمل

تخلیه و تغذیه خیلی به نور متکی نیست ولی عادت

را چه می شود کرد. با ذهنیت قبلی و ناخودآگاه دست

راستم را به حالت شعاردادن به سوی بالا پرتاب کردم و

ناگهان چراغ کوچولو روشن شد. خوشحال از این پیروزی گذرا

بودم که حدود 15 ثانیه بعد خاموش گردید و خلاصه کار من

در آن چند دقیقه استراحت شده بود حمله به سنسور نوری

آن چراغ برای دریافت یک مهلت 15 ثانیه ای دیگر و این

داستان به همین شکل در همه مکان های عمومی ترکیه

جاری است. بر خلاف این جا که همه عادت دارند دست

کم یک چراغ برای مثال حیاط، پارکینک و یا راهروی خانه

شان تا صبح روشن باشد، در آن جا همه این چراغ ها را با

سنسور و تایمر مجهز کرده اند تا فقط هنگام نیاز برای مدت

کوتاهی روشن شود. بنابراین به هر هتلی وارد شوید، عموماً

راهروها و راه پله ها خاموش اند و با سه چهار ثانیه توقف،

تازه آن سنسور عمل می کند و برای 15 ثانیه ای اطراف

شما روشن می شود. آنگاه فوراً می باید به کارتان برسید.

زیرا وقتی برای تلف کردن وجود ندارد.

 

خانه روستایی در شرق ترکیه

خانه روستایی در شرق ترکیه

 

زبان ترکی

ترک‌های ترکیه از اقوام ترکمن سلجوقی بودند که در قرن

یازده میلادی از آسیای میانه به فلات آناتولی کوچ کردند و


پس از غلبه بر امپراتوری بیزانس (روم شرقی)، امپراتوری

عثمانی را در آن جا بنا نهادند. بنابراین تا آن زمان زبان رایج

فلات آناتولی بی گمان ترکی نبوده است. پس از

استیلای کامل ترک ها بر منطقه، کارامان اوغلو

محمت بی Karamanoðlu Mehmet Bey دومین

رهبر سلسله کارامان اوغوللاری که رهبری کاردان و لایق

بویژه در امور نظامی و اداری بود، در سیزدهم می ۱۲۷۷

میلادی فرمان رسمی شدن زبان ترکی در آناتولی را صادر

کرد. به همین مناسبت همه ساله جشن های مفصلی

در ترکیه برگزار می شود. سال 2010 نیز در هفتصد و سی

و سومین سالگرد صدور این فرمان، جشن های گرامیداشت

فرمان تاریخی کارامان اوغلو محمت بی و عید زبان ترکی در

شهرستان کارامان (شهری نزدیک قونیه) برگزار شد

 

کارامان اوغلو محمت بی Karamanoðlu Mehmet Bey

  کارامان اوغلو محمت بی Karamanoðlu Mehmet Bey

 

به طور کلی زبان ترکی رایج در ترکیه امروزی دارای

پنج بخش واژگانی است. نخست واژگان ترکی اصیل

و قدیم مانند: یالان Yalan (دروغ)، ساق Sağ

(راست)، ساقلیک Sağlık (سلامتی)، سل Sol (چپ)

، کایا Kaya (صخره)، اوجوز Ucuz (ارزان)،‌سو Su (آب).

دوم واژگان جدید و ساخته شده بر اساس زبان ترکی

قدیم مانند: اوچاک Uçak (هواپیما) و اوچوش Uçuş

(پرواز) ساخته شده از مصدر اوچماک Uçmak (پریدن)،‌

به خاطر داشته باشید اوچوش نمره سی یعنی

شماره پرواز. سوم واژگان ساختنی نیمه ترکی

و نیمه خارجی مانند: هاوالیمانی havalimai ترکیبی

از هاوا hava (هوا) و لیمان liman (بندر) که تحت الفظی

یعنی بندر هوایی و در واقع همان فرودگاه است یا

دیش حکیمی Dişhekimi ترکیب دیش از زبان ترکی

به معنی دندان و حکیم از زبان عربی به معنی پزشک

که سر جمع می شود دندانپزشک. چهارم واژگان تبدیلی

از سایر زبان ها مانند: حاستانه Hastane به معنی بیمارستان

برگرفته از خسته خانه فارسی، عاجیل Acil به معنی اورژانس

برگرفته از تعجیل عربی، آرابا Araba به معنی خودرو برگرفته


از ارابه عربی و ایستاسیون Istasyon برگرفته از واژه

انگلیسی Station برابر با ایستگاه. پنجم واژگان قرضی

مانند: ترن و پلیس از زبان انگلیسی و بتانیه Battaniye (پتو)

از زبان عربی که عیناً و بدون تغییر به کار می روند.

گذشته از این ها، چیزی که برای من خیلی پرسش

برانگیز بود، متفاوت بودن برخی واژگان کلیدی در ترکی

استانبولی و ترکی ترک های ایران است. مواردی که هیچ

شباهتی به هم ندارند. مانند چرگCherag  (نان)

در ترکی ایران که برابر استانبولی اش اکمک Akmak

می شود یا کیشه (مرد) برابر با ‌ارکک Arkak یا آرواد (زن)

برابر با کادین kadin یا ار Ar (شوهر) برابر با کوجا Koca

یا ایشاق (بچه) برابر با چوجوک Çocuk.

 با سپاس فراوان از بهرام هوشیار

یوسفی که با نظراتش

این بخش کامل تر شد

 

ترک ها و آرامش روحی

 

 اسکله مسافری استانبول

 

یک مقایسه سرانگشتی میان شهروندان مشغول

در اصفهان و تهران و شیراز و مشهد با آدم هایی

که در خیابان های آنکارا و کایسری و ازمیر و استانبول

قدم می زنند، نشان می دهد که چقدر ترک ها، با

آرامش می زیند. صحنه های بدو بدوی متروی تهران

را هرگز در کلانشهرهای آنکارا و استانبول و ازمیر

نمی بینید. مردمان ترکیه هیچکدام وزیر و وکیل نیستند

و جلسه فوری هم ندارند. در نتیجه با آرامش حرکت

می کنند. به نرمی سوار قطار، کشتی و یا اتوبوس

می شوند و به آرامی آن را ترک می کنند. سرنوشت

هیچ کدام از ایشان به دویدن گره نخورده است. حال

بفرمایید به ایستگاه قطار تهران-کرج و ملاحظه کنید

زنان و کودکانی که زیر پای مترو سوارن له می شوند و

صدای جیغ شان به هیچ گوشی نمی رسد. گاه شدت

هجوم به واگن های قطار چنان زیاد است که به راحتی

می توان تجسم کرد لشگریان تیمور لنگ در هفت قرن

پیش چگونه حرکت می کردند!

 

دو ملت ایران و ترکیه

احترام به یک شهروند بیگانه در همه جای ترکیه، اصلی


پذیرفته شده است اما اگر آن شهروند خارجی، یک

ایرانی باشد، داستان جور دیگری می شود. من پیش

از این در زمستان سال 1386 خورشیدی (ژانویه 2008 میلادی

) به همراه یک گروه موسیقی، به مدت 15 روز در شارجه و

دبی بودم. در ابتدای ورود، مأمور کنترل ترمینال شماره 2

فرودگاه دبی با لحن توهین آمیزی کیف دو تن از اعضای گروه

را بازرسی کرد و حتی یکی از ایشان را درون اتاقکی بردند و

لختش کردند. خلاصه در آن سفر هیچ عربی از دیدن ما

خوشحال نبود و انگار با دیوار ساختمان هایشان تفاوتی نداشتیم

. اینک بشنوید از ترکیه به اصطلاح لائیک: بدون اغراق و شیفتگی

می نویسم در 9 شهر این سرزمین گشتم و هر بار از ایرانی

بودنم لذت فراوان بردم. در نخستین مواجهه با هر زن و مرد ترک،

مورد پرسش قرار می گرفتم که: مملکت نه؟ (از کدام مملکتی

؟) و یا نردن گلمیشن؟ (از کجا آمده ای؟) و چون می گفتم

ایرانی هستم، گل روی شان می شکفت و سخن می آغازید.

البته همان مختصر زبان ترکی استانبولی من هم بی تأثیر نبود

ولی در مجموع با یک خارجی که عنوانش ایرانی باشد، خیلی

خوب برخورد می کردند. پیرمرد خوش لباسی در روبروی ایستگاه

راه آهن آنکارا که به گمانم کارمند ارشد بود،‌ وقتی شنید ایرانی

هستم، با دراز کردن دست خود گفت: ها ... حوش گلدی

. حوش همان خوش فارسی است که یعنی خوش آمدی

و سپس با حوصله آدرس دیدنی های آنکارا را به من داد و

گفت کجاها اولویت دارند.

 

آدانا

آدانا

 

خیلی از برخوردها خواسته و ناخواسته به موضوع احمدی نژاد

بر می گشت و طبیعتاً‌ سمپاتی ایشان به رئیس دولت فعلی

ایران در میزان گرم گرفتن با من هم بی تأثیر نبود ولی نمی ش

د گفت همه توجه آن ها، ماهیت سیاسی داشت. برخی علاوه

بر ملیتم،‌ قومیت مرا هم می پرسیدند و چون تصورشان از مردم

ایران سه قوم عرب، عجم و آذری بود، مدام می پرسیدند که از

کدام گروه هستی. من هم معمولاً می گفتم عجم و خیلی عجیب

بود که از عرب خوششان نمی آمد! نمی دانم چرا. یعنی وقتی

مطمئن می شدند عرب نیستم، با خشنودی خاصی به ادامه گفت

و گو می پرداختند.

 

ایسگاه بین راهی آدانا به قونیه، روستایی به نام ینی جه Yenice

ایسگاه بین راهی آدانا به قونیه، روستایی

به نام ینی جه Yenice

 

موضوع دیگری که حقیقتش کمی خجالت می کشم

عنوانش کنم، میزان همکاری ترک ها با یک غریبه و

مشخصاً یک ایرانی است. شاید باورتان نشود ولی این

حقیقتی زیباست که در سرزمین ما کیمیاست. وقتی

از صاحبان هتل و یا رستوران پرسشی می کردم و در

نهایت قیمت پیشنهادی ایشان کمی فراتر از جیب من

بود، در حد امکان مقداری تخفیف می دادند و اگر باز

متوجه می شدند که این مبلغ هم از عهده من خارج است،

با فروتنی و نرمش خاصی می پرسیدند هتل و یا خوراک با

چه قیمتی برایم قابل قبول است. بعد من می گفتم برای

مثال هتل به شبی 20 تا 25 دلار می خواهم و چقدر

جالب با مهربانی مرا به هتلی ارزان تر هدایت می کردند

. یعنی دقیقاً آدرس می دادند که در کدام خیابان، هتل یا

رستورانی با مشخصات جیب من پیدا می شود و همه

این ها در حالی بود که هیچ سود مستقیمی در این خصوص

نداشتند. این اتفاق دست کم 15 تا 20 بار برای من رخ داد

و در همه موراد به سوی قیمت های متناسب با جیب خود

راهنمایی می شدم. راستی در این جا هم این گونه است؟

یا آدرس عوضی می دهند تا ناچار شوی به همان قیمت پیشنهادی

رضایت دهی؟

 

راهنمای سفر به ترکیه

گر چه نمی توان با یک فرمول به دیگران توصیه کرد که

چگونه و چقدر برای سفر خود هزینه کنند. با این وجود

آمار سفر 16 روزه خود را عنوان می کنم. شاید به کار

کسی آید. اول این که بر اساس قرارداد قدیمی

دولت های ایران و ترکیه، شهروندان دو ملت بدون ویزا می

توانند به کشور یکدیگر سفر کنند. در نتیجه هم معطلی

دریافت ویزا نیست و هم دست کم 40 تا 50 دلار صرفه

جویی ارزی حاصل می شود و اینک هزینه های سفر من

: به طور کلی برای ده شب اقامت در مسافرخانه و یا

هتل های مالاتیا، آدانا، مرسین، قونیه، استانبول، باندیرما،

ازمیر و کایسری 175 دلار پرداخت کردم. ارزان ترینش

مسافرخانه ای با شبی 11 دلار در مالاتیا و گران ترینش

هتلی با شبی 35 دلار در کایسری بود که میانگینش می

شود، هفده و نیم دلار برای هر شب. خوبی ترکیه

در این است که همه شهرهایش به هر سلیقه و هر پولی

خدمات می دهند. نرخ هتل های این کشور عموماً از 20 تا

300 دلار برای هر شب است. گران ترین هتل ها در آنکارا

و استانبول هستند و شهرهای کمتر توریستی البته خیلی

ارزان ترند.

 

 ازمیر

 ازمیر

 

 کل کرایه قطار،‌ اتوبوس و فری بوت (کشتی مسافری)

250 دلار شد و من در این سفر طولانی، مسافتی حدود

8000 کیلومتر به صورت ریلی، جاده ای و دریایی رفتم

و برگشتم. هزینه خوراک 16 روزه 175 دلار شد. البته

دو روز نخست را با جیره خشکبار گذراندم تا زمانی که

در مالاتیا پیاده شوم. زمان سفر در بر گیرنده چهار روز

رفت و برگشت و 12 روز اقامت بود و البته بخشی از

اقامت من در داخل سرزمین ترکیه نیز عملاً داخل قطارهای

ترک می گذشت! دو شب را بدون هتل در قطار گذراندم که

یک شبش متأسفانه گران تر از هتل تمام شد.

شما اگر خواهان سفر به این سرزمین باشید، می توانید

همه روزه از فرودگاه های تهران، مشهد و تبریز به استانبول

پرواز کنید. علاوه بر آن، پروازهای هفتگی و یا چند روز

یک بار از فرودگاه امام خمینی تهران به آنکارا، ازمیر و

اسپارتا (شهری نزدیک آنتالیا) برقرار است. سالی یک

بار هم پرواز مستقیم تهران-قونیه می گذارند. اگر

سیستم بدن تان اتوبوسی است، علاوه بر ترمینال جنوب

تهران، از پایانه مسافری تبریز و ارومیه هم می توانید به

ترکیه سفر کنید و اما اگر استخوان های بدن تان به صندلی

اتوبوس آلرژی دارند و در عین حال از آن آدم های جیب

چون بانک نیستید، دو قطار هفتگی تهران-استانبول و

تبریز-وان، بهترین گزینه اند. وقتی از یک همسفر هلندی

در قطار تهران-استانبول پرسیدم چرا با هواپیما به ایران

نیامدی، گفت: از استانبول تا تهران فقط 40 یورو (حدود

68 هزار تومان)، با این پول در اروپا، فقط می توان 100

کیلومتر سفر کرد نه 2000 کیلومتر!!!

 

سخن پایانی

 

 نمایی از شهر تاتوان کنار دریاچه وان، شرق ترکیه

 نمایی از شهر تاتوان کنار دریاچه وان، شرق ترکیه

 

ترکیه در مجموع کشوری زیبا و سرشار از دیدنی های

نشاط انگیز است. طبیعت سرسبز در کنار مدیریت

خوب، باعث شده تا هر جهانگردی با خاطره ای

خوش بار سفر بندد. من با توجه به هزینه های سنگین

جشن عروسی به ویژه در شهرهای بزرگ ایران، به همه

خوانندگانی که در آستانه زندگی مشترک هستند، توصیه

می کنم، یک چهارم آن هزینه کمرشکن را صرف ماه عسل

در این سرزمین بکنند و بقیه اش را به زخم های دیگر زندگی

شان بزنند. یعنی خوشی بیشتر با پول کمتر. من برآنم چنین کنم.


نکته : برای اطلاعات بیشتر به آدرس زیر بروید :


سفرنامه ترکیه ( کلیک کنید )


توجه                            توجه                        توجه


امام علی (ع) : این دنیای فانی شما برای من

از استخوان جذامی پست تر است ...

لیاقت شما بهشت است ، خود را به کمتر از آن
 
نفروش ... اللهم صل علی محمد و آل محمد

دوستان این مطالب جهت آشنایی شمابا ترکیه هست

و مومن مو را از ماست میکشد ... دنیا فانی است ...


ترابوزون ترکیه ( کلیک کنید )




                                            شهر ازمیر ترکیه


                                              شهر آنتالیا  


اینو هم بخونید ضرر ندارد

enlightenedهشت سال تجربه کاری ما در خصوص ترکیه به ما این جرات را میدهد که بگوییم ترکیه تخصص ماست
شمامیتوانید بهترین نرخ های تورترکیه ، توراستانبول، تورآنتالیا، تورآلانیا، رزرو هتل ترکیه، اجاره آپارتمان ترکیه ، ثبت شرکت در ترکیه و اقامت در ترکیه را ازما استعلام نمائید.
دفترتهران (سعادت سیر) و ترکیه sand&sandبا 35 پرسنل ، مترجم و راننده ی با سابقه و مجرب سعی بر این دارند برای عزیزانی که از طریق ما اقدام به مسافرت منمایند بهترین خدمات وخاطرات خوبی را ارائه دهند.
شما میتوانید علاوه بر شماره های اعلام شده بر روی سایت با کلیک بر روی آیکون چت آنلاین  مستقیم با  همکاران ما در دفتر ترکیه در ارتباط باشید .در  صورت نیاز یه رزرواسیون تور و یا بلیط هواپیما  پیشنهاد می کنیم   به صورت مستقیم با دفتر ما در تهران تماس  بگیرید  و از آخرین نرخ های موجود استفاده نمایید  و در سایر موارد از قبیل رزرو هتل و آپارتمان ، خرید ملک  و ثبت شرکا  با  دفتر ما در ترکیه به صورت آن لاین در تماس باشید .
و چنانچه قصد دارید از تورهای ارزان دقیقه نود استفاده نمایید و با کم و کیف اون اشنا شوید اینجا را کلیک نمایید
تماس با ما ضرر ندارد امتحان کنید

تلفن تماس دفتر تهران : 53 88 54 88 تماس دفتر ترکیه :00905319881215

بازار بزرگ استانبول یکی از قدیمی ترین و بزرگترین بازارهای سرپوشیده دنیا

 

بازار کاپالی چارشی
اگر هدفتان از سفر فقط خرید کردن است شهر استانبول

گزینه خوبی برای این کار به شمار می آید. در آغاز بهتر


است سری به کاپالی چارشی (بازار سقف دار) بزنید.


در این بازار بیش از 4000 مغازه وجود دارد. هر یک از


کوچه های این بازار برحسب نوع فعالیتی که در آن صورت


می پذیرد نامگذاری شده است. امروزه از بازار کاپالی چارشی


بعنوان نبض مرکزهای تجاری در شهر استانبول یاد می شود


. در این بازار هرکس با هر سلیقه و درآمدی این امکان را


خواهد داشت تا به خرید بپردازد.


چنانچه قصد خریدن سوغاتی از ترکیه را برای دوستان


خود دارید هنرهای دستی ، قالیچه های زیبا ، اشیاء


سرامیک ظروف مسی ، برنجی و یا حتی قلیان از جمله


بهترین گزینه ها برای شما خواهد بود. طلا و جواهرات


موجود در ویترین مغازه ها به نوبه خود چشم هر بیننده ای


را به خود خیره می کند. از دیگر موارد این بازار لباسهای


چرمی است که دارای کیفیت و قیمتی مناسب است.


در قسمت غربی این بازار انواع عتیقه جات نیز بفروش


می رسد. بد نیست به امید یافتن یک گنج قدیمی به


این مکان نیز سری بزنید. در ایستگاه امین اونو در کنار


مسجد جدید بازار دیگری بنام می سیر چارشی سی


قرار گرفته است. در این بازار که با نام بازار ادویه فروشها


نیز معروف است بوی انواع ادویه همانند دارچین ، زعفران


، نعناع ، آویشن و غیره فضای اطراف را عطرآگین کرده است.


در بازار هنرهای استانبول شما می توانید از محصولات


هنرمند انی که مشغول خلق اثرات هنری خود هستند


دیدن نموده و در صورت تمایل خریداری نمائید. برای خرید


پارچه و لباس بهترین مکان خیابان استقلال ، خیابان


جمهوریت و خیابان روملی است. در این مناطق آخرین


مدل لباسها ، کیف و کفش های زیبا و جواهرات نفیس


با کیفیت عالی یافت می شود. علاوه بر مناطق نام برده


شده مرکز خریدآتاکوی گالریا در منطقه آتاکوی ، آک مرکز


در منطقه اتیلر و مرکز خرید کاروسل در منطقه با کیرکوی


با فروشگاههای بسیار جذاب خود مکان مناسبی برای


خرید کردن است. از جمله مراکز خرید دیگر پاساژ اطلس


در محله بی اوغلو،مرکز خرید کاپیتول در بخش آسیائی


استانبول،خیابان بغداد و خیابان بهاریه می باشد.بازار


صحافها (صحافلار) و چنیار آلتی در منطقه بیازیت از


جمله مراکز خرید دیگری است که در آن مجموعه ای


از اشیاء قدیمی و جدید یافت می شود. دستفروشان


در روزهای یکشنبه اجناس خود را در حدفاصل منطقه


صحافلار و بازار سرپوشیده (کاپاتی چارشی) به مشتریان


عرضه می کنند. از بازارهای روز موجود در استانبول


نیز می توان به بازار روز کوچه چوکورجوما در منطقه


جهانگیر ، کوچه بویوک حمام در منطقه اسکودار ایستگاه


بازار در منطقه کادیرکوی و محله مابین امین اونو و


تاحتاکاله اشاره کرد. هم چنین در روزهای یکشنبه


می توانند به بازار روز محله بین بویوک دره و ساری


یر سری بزنید...



سلام از اینکه به وب سایت ما آمدید خوشحالیم شما


می توانید هر سوالی و یا در خواستی در خصوص ترکیه


داریددر قسمت نظرات پایین صفحه بنویسید ما در کمترین


زمان ممکن به شما پاسخ خواهیم داد در صورتی که


تمایل دارید می توانید با من به صورت انلاین چت کنید










برای دانلود کلیپ ها  اینجا را


کلیک کن اینجا = صفحه نخست سایت و دانلود


زیباترین کلیپ ها از گونل - ابراهیم تاتلیسس - محسون ...

          مدیر سایت : حسین سوری



برای دانلود کلیپ های ترکیه ای


ابراهیم تاتلیسس و


محسون روی کلمه ترکیه در بالای


سایت کلیک کنید :




با تشکر ...

مترجم سایت

ساخت کد آهنگ